عنوان : مقاله پلی کربنات ها
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
شرح فرآیند ۴
برآورد هزینه ها ۱۰
هزینه های اصلی ۱۰
۶- تولید پلی کربنات با واکنشهای تراکمیبین سطحی: ۱۲
مروی بر فرآیند ۱۲
شرح فرآیند ۱۵
برآورد هزینه ها ۱۸
۷- تولید پلی کربنات در فرآیند راکتور پیوسته: ۱۹
شرح فرآیند ۱۹
بر آورد هزینه ها ۲۴
هزینه های اولیه و اصلی ۲۴
هزینه های تولید ۲۴
۸- تولید پلی کربنات با فسژنه کردن محلول ناپیوسته ۲۵
شرح فرآیند ۲۷
برآورد هزینه ها ۲۸
هزینه های اولیه ۲۸
هزینه تولید ۲۹
۹- تولید پلی کربنات با ترنس استریفیکایسون و سایر فرایندای مذاب. ۲۹
شیمیفرآیند ۲۹
مروری بر فرآیند ۳۰
شرح فرآیند
جدولی از تجهیزات مورد نیاز در جدول 504 آورده شده است. این جدول سه عضو جدید را نسبت به طراحی های گذشته نشان میدهد. 1- تبخیر کنندة خوراک فسژن
2- واحد تصفیه و خالص سازی مجدد برای پلیمری که از محلول جدا شده است 3- یک تبخیر کنندة ضد حلال برای جدا سازی پلیمرهای با جرم مولکولی پایین.
فرآیند با اختلاط بیس فنل A و پرا ترشیاری فنل بطور نا پیوسته برای کنترل دقیق بر میزان پریدین و متیلن کلراید، شروع میشود. سپس مخلوط حاصل بعد از عبور از یک خنک کننده به داخل راکتورها پمپ میشود. (هفت راکتور همزن دار خنک شونده که بطور سری کار میکنند) فسژن تبخیر میشود سپس متراکم شده و پس از خنک شدن به داخل راکتورهای مختلف خوراک دهی میشود تا بهترین نتیجه حاصل شود.
مقادیر بیشتری از میتلن کلراید در مرحله مشخصی از واکنش برای کنترل ویسکوزیته به راکتور اضافه میشود. به محلول پلیمری حاصل هیدرکلریک اسید اعمال شده سپس در یک جریان متداخل با آب بون زدایی شده در دستگاه سانتریفوژ مایع شسته میشود و سپس محلول صاف میشود. برای اطمینان از درصد پایین مونومزوپلیمرهای با جرم مولکولی پایین، پلیمر بصورت پودر در یک جریان متداخل رسوب گذاری بازیافت میشود. پلیمر با صاف کردن از مرحله دوم رسوب میکند و رسوب فیلتر میشود. لایه تشکیل شده روی فیلتر دوباره با ضد حلال شسته شده و دوباره صاف میشود. لایه جدا سازی شده در مرحله دوم صاف کردن، خشک شده و آلیاژ شده و پس از عبور از الکترو در خرد شده و بسته بندی میشود انتقال دهنده های با هوای خشک، و نگهدارنده های تراشه ها و ایستگاههای کیسه گیری و بسته بندی نیز آماده شده اند.
پریدین با شستشوی محلول با خنثی سازی بوسیلة قلیا که در صد بسیار (کم حلال را خارج میکند) و باز یافت میشود و سپس با رسیدن به نقطه آزئوتروپ محلول آب - پریدن متوقف میشود. محلول آزئوترو با اضافه کردن محلول غلیظ قلیاء تازه شکسته میشود و پریدین جدا میشود. از محلول رقیق قلیا برای خنثی سازی محلول شستشو همانگونه که توضیح داده شد، استفاده میشود. در صد بسیار کم آب باقی مانده و در پریدن به شکل آزئوتروپ 9 از طریق برج خشک کن، جدا میشود و پریدین مجدداً در فرآیند استفاده میشود.
بخشی از متیلن کلراید در مرحله اول جدا شده و پس از خشک کردن در جدا سازی دوباره مورد استفاده قرار میگیرد.
در طراحی های قبلی باقیمانده حلال و ضد حلال بطور مستقیم برای رسوب دادن بیشتر پلیمر، به فرایند بازگردانده میشود. این مایع شامل مقادیری از پلیمرهای با جرم مولکولی پایین و احتمالاً مونومر است و میتواند محصول را آلوده کند. در طراحی های جدید بخش جدا سازی مواد زائد اضافه شده است. اجزاء فرار پلیمرهای با جرم مولکولی پایین با تبخیر توسط بخار آزاد در C -502 جدا میشود. محلول ضد حلال متراکم شده و به داخل جرج خشک کن C -503 سرازیر شده تا در آنجا خشک شود. سپس برای شستشوی مرحله اول لایه جدا شده در فیلتر همانگونه که در بالا توضیح داده شد استفاده شود. مواد آلی از جریان آب بالایی بوسیله دستگاه تصفیه آب C -504 جدا شده و این مواد آبی مجدداً به C -503 برگردانده میشوند.
یک کوره به عنوان مجزاء با نام pac sol میتواند پلیمرهای با جرم کم، ضایعات پلاستیکی و مایعات آبی را مانند سایر ضایعات جامد بسوزاند و به خاکستر تبدیل کند. این دستگاه از یک مشعل استوانه ای دوار است که بعد از آن محفظه ای برای تکمیل فرآیند سوختن وجود دارد. گاز های حاصل از احتراق سرد شده و در یک جذب کننده Ventargi برای جدا کردن ذرات معلق تنظیف شده و سپس با محلول بازی برای جدا کردن گازهای اسیدی مانند هیدروژن کلراید، تماس مییابد.
آبی که قبلاً پس از جدا سازی از پریدین مستقیماً به داخل فاضلاب هدایت میشود اکنون قبل از ورود به فاضلاب با کربن فعال در جذب کننده c -501 تماس پیدا میکند. عمر این جاذب بسیار بالا بوده و نیاز به تعویض آن وجود ندارد
هوایی که از خشک کن M-402 و فیلترهای S-403-4 میآیند، حاوی حلال ضد حلال میباشند و این مواد د جاذب کربن فعال C -506,505 جدا میشوند که این جانب بطور جایگزین کاری میکنند که در زمان غیر فعال بودن توسط بخار آب مجدداً تمیز میشوند.
مواد آلی جدا شده به بخش بازیافت حلال برگردانده میشوند.
خلاصه محصولات زاید در جدول 505 آورده شده است.
جریانهای مواد زاید نشان داده شده آنهایی هستند که در حال کارکرد عادی فرایند اهمیت دارند. علاوه بر مقادیر نشان داده شده نشست مایعات از طریق پمپها و سایر تجهیزات وجود دارد. همچنین نشست بخارات از طریق پر و خالی شدن مخازن و سایر شرایط نیز وجود دارد. مقادیر بیشتری از آب با شستشوی محل فرآیند به فاضلاب اضافه میشود. همچنین مقادیر زیادی تخلیه در اثر اشتباهات کاربری عملکرد شیرهای اطمینان تخلیه و شستشوی تجهیزات در حین توقف های فرآیند، و شرایط مشابه میتواند رخ دهند.
بحث در مورد فرآیند:
دلیل اینکه C _E فسژن را بصورت بخار به داخل فرایند وارد میکند میتواند به خاطر تاثیرات جدی مقادیر بسیار کم فلزات بر کیفیت محصول میباشد.
فسژن خشک خورنده نمیباشد اما آب آنرا به شدت خورنده میکند پس ایجاد شرایط برای جدا سازی مقادیر بسیار کم فلزات، غیر منطقی به نظر میرسد. همچنین انتخاب مواد برای سازه ها با در نظر گرفتن این عامل تصحیح شده است. جلوگیری از این آلودگی میتواند با استفاده از راکتورها و مخازنی که با شیشه پوشش داده شده اند انجام بگیرد. شیشه برای قلیا مناسب نیست و نیکل ( ماده ای که برای مواردی که تماس با قلیا وجود دارد ترجیح داده میشود) هم یکی از نامطلوبترین آلوده کننده ها میباشد. نیکل میتواند برای ساخت برخی از برجهای بازیافت پیریدین استفاده شود. با این وجود بدلیل خوردگی محصولات همراه با فاضلاب خواهند بود.
نیتانیم از دیدگاه تکنیکی میتواند به عنوان یکی از بهترین مواد جایگزین مطرح باشد. اما این ماده گرانقیمت است قیمت صفحات نیتانیم ده دلار برای هر پوند و برای صفحاتی که نیتانیم بر روی فولاد چسبانده شده است شش دلار بر پوند است که کمترین ضخامت فولاد 16/11 اینچ میباشد. اگر فشار طراحی ضخامت را کنترل کند، وزن مخزن نیتانیم تقریباً با وزن مخزن فولادی یکسان میشود. در مدلهای حرارتی لوله های نیتانیم هزینه ای برابر با لوله های نیکلی دارند.
تجهیزاتی که با شیشه روکش شده اند در بیشتر قسمتی این طراحی انتخاب بهتری هستند. با این وجود بوجود آمدن سوراخهای کوچک در این پوشش شیشه میتواند باعث مسأله خوردگی در زمان سرویس دهی بشود، آلودگی ایجاد شده در محصول نهایی در اثر این عامل نباید خیلی جدی باشد. دستگاههای سانتریفوژ مایع معمولاً از فولاد ضد زنگ فسیل داده شده یافته میشوند. تماس کوتاه در این تجهیزات مانعی ندارد. برای نگهداری یونهای فلزی در فاز مایع باید از یک عامل (Chelatia) استفاده کرد در برخی سرویس دهی ها، استفاده از فولاد ضد زنگ علی رقم وجود نیکل در آن به فولاد کربنی ترجیح داده میشود زیرا مقاومت کلی آن در برابر خوردگی بیشتر است. همچنین استفاده از فولاد ضد زنگ میتواند از خوردگی در هنگامیکه تجهیزات خاموش شده و تمیز میشوند، جلوگیری کنند. سازمان FDA در ایالات متحدة آمریکا اخیراً نگرانی بیشتری نسبت به مهاجرت پلیمرهای با وزن مولکولی کم ومونومر به داخل مواد خوراکی در حین تماس با آنها ابرازی میکند. علاوه بر این اجزاء چسبنده در مایعات در گردش میتواند فرآیند را مشکل کند به همین دلیل در این طراحی مایعات تبخیر شده تا پلیمرهای با جرم مولکولی کم جدا شدند و مایعات تقسیم شده و برای جدا سازی موثر مواد رسوب نکرده ای که میتواند پلیمر نهایی را آلوده کند مورد استفاده قرار گیرد. این عمل با شستشوی لایه تشکیل شده روی صافی مرحله اول بوسیله مایعات تمیز تصفیه شده صورت میگیرد.
علاوه بر جدا سازی مونور و مواد با جرم مولکولی پایین، پریدین و هیدرو کلراید آن باید بطور کامل از پلیمر جدا سازی شود، این اجزاء با شستشو با آب جدا میشنود. جداسازی مونومرو پلیمرهای با جرم کم، باعث ایجاد محلول صاف شده ای میشود که باید فرآیند شود. همچنین تبخیر اجزاء فرار باعث میشود که پلیمر به حالت بسیار ویسکوز و شاید چسبنده برسد. در این طراحی بخار برای جلوگیری از بسته شدن سطوح انتقال حرارت استفاده میشود. به هم زدن شدید با استفاده از بخار باعث میشود که الیگومر ها بصورت دوغابی در آب میعان یافته جدا شوند. اگر نیاز باشد میتوان از حلالهای پلیمر با دمای جوش بالا استفاده کرد. اگر گرفتگی در سیستم رخ دهد میتوان با عبور دادن حلال از سیستم این ذرات را تمیز کرد.
طراحی شامل تجهیزاتی برای خشک کردن مواد فرآیند نیز میباشد. امکان دارد بیس فنل A نیاز به خشک کردن داشته باشد.
این ماده برای جلوگیری از خطر انفجار این ماده همراه با گاز خنثی حمل میشود. رطوبت موجود در بین فنل A هر چند موجب جلوگیری از واکنش مطلوب میشود اما میتواند باعث رفتن مقادیری از فسژن شود.
نقش پریدین علاوه بر آنکه یک ماده جذب کنندة ایسه است، حلال بیس فنل A نیز میباشد. متیلن کلراید پلیمر را در خود حل میکند اما موتومردر آن حل نمیشود. این توانایی انحلال پذیری متضاد بیس فنل A و پلیمر از آنجا ناشی میشود که بیس فنل A یک دهنده، پروتن است درحالی که پلیمر حاصل الکترون دهنده میباشد. GE به جای نوکیس پیریدین، از آهک به عنوان جاذب اسید استفاده میکند. به همین دلیل جدا کردن پلیمر از بیس فنل A ساده است. مشخص شده است که حلال کمتر از 2 درصد وزنی ار بیس فنل A را در خود حل میکند. با وجود آنکه جذب اسید توسط آهک واضح نیست اما این روش در صنعت مورد استفاده قرار میگیرد.
برآورد هزینه ها
هزینه های اصلی:
هزینه های بنیادی واحدی که قابلیت تولید 20 میلیون پوند بر سال از پلی کربنات مورد استفاده در فرآیند قالبگیری ترزیق در جدول 5.6 نشان داده شده است. بدلیل تصحیحات زیادی که در اثر اطلاعات جدید و ملاحظات زیست محیطی و ایمنی بوجود میآید، این بر آورد هزینه با برآوردهای قبلی متفاوت است. هزینه اولیه تثبیت شده 10 .8 میلیون دلار است. هزینه کل با در نظر گرفتن هزینه زمین مورد استفاده 16 .7 میلیون دلار میباشد. ( 83 سنت برای هر پوند) ریز هزینه های اصلی بخش فرایند در جدول 5 .4 نشان داده شده است. برآوردهای قابل مقایسه ای منتشر نشده است. GE گزارش کرده است که زمانی که تولید واحد صنعتی Mt.vernon به 150 میلیون پوند بر سال رسید، هزینه کلا پروژه 75 میلیون دلار بود( 50 سنت برای هر پوند) با در نظر گرفتن میانگین هزینه هایی که در مورد پروژه های مختلف به ثبت رسیده و ضریب عملکرد 9.9 میتوان به هزینة سرانة 90 سنت به ازاء هر پوند برای کل هزینه 29 میلیون دلار رسید. اما گزارش در رابطه با صورت هزینه های جزئی فرایند منتشر نشده است.
برخی از گرانترین اجزاء فرآیند در بخش تجهیزات ویژه اصلی قرار دارند عبارتند از دستگاه سانتریفوژ ( 170000 دلار) در بخش تولید پلیمر و اکسترودر ( 277000دلار) در بخش تولید گرانول هزینه های تولید
هزینه های تولید در جدول 5.8 برای کل فرآیند و در جدول 5.9 برای بخشهای فرآیند برآورد شده اند، هزینه کلی 68 سنت به ازاء هر پوند با در نظر گرفتن 10% هزینه افت سرمایه محاسبه شده است اگر میزان 30% را به عنوان بازگشت سرمایه گذاری اولیه به قمیت تمام شده اضافه کنیم به مبلغ 85 سنت به ازاء هر پوند میرسیم.
هزینة سراند تولید به شدت به قیمت مواد اولیه وابسته است ( بطور دقیق تر بیس فنل A )عواملی کلی G,A و فروش و هزینه های تحقیقاتی نیز اهمیت دارند، تغییرات هزینه تولید با ظرفیت واحد و سرعت تولید در شکل 5.1 نشان داده شده است.
6- تولید پلی کربنات با واکنشهای تراکمیبین سطحی:
شیمیواکنش: اطلاعات کمیاز زمان طرح قبلی تولید پلی کربنات به این روش ( سال 1962) منتشر شده است. میزان انحلال پذیری بیس فنل A در محلول هیدروکسید سدیم در محلول حاوی 6 درصد وزنی از هیدروکسید سدیم حداکثر است. انحلال پذیری بیس فنل A با افزایش دما از مقدار 0.15 گرم به ازاء هر گرم هیدروکسید سدیم در دمای صفر درجة سانتی گراد افزایش مییابد. این تفکر مرجع باعث طراحی یک واکنش نا پیوسته دو مرحله ای میشود. مرحله اول شامل فسژنه کردن و مرحله دوم پلیمریزاسیون تراکمیبا وجود اینکه بطور واضح توضیح داده نشده است، اما مرحله دوم شامل اختلاط در حضور کاتالیست بدون افزودن فسژن اضافی انجام میشود. مقدار مصرف کلی پارا- تراشیاری بوتیل فنل به ازاء واحد بیس فنل A کنترل کننده نهایی جرم مولکولی است. فنل با سرعت کمتری نسبت به پاراترشیاری بوتیل فنل واکنش میدهد. کربنات سدیم در اثر هیدرولیز فسژن بوجود میآید واکنش جانبی با اختلاط موثر و با حضور کاتالیست در مرحله فشرنه کردن میتواند کاهش یابد. آزمایشات روند تغییرات جرم مولکولی را بر حسب زمان و افزودن کاتالیست مشخص کرده است
--
عنوان : پروژه درمورد افت تحصیلی
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست عناوین
هدف از تحقیق
مقدمه
فصل اول (علل افت تحصیلی)
فصل دوم (راههای مقابله با افت تحصیلی)
هدف از تحقیق:
ما در این تحقیق قصد داریم اولاً به بررسی علل افت تحصیلی که یکی از بزرگترین معضل های جامعه امروز ما و به خصوص آموزش و پرورش می باشد، بپردازیم. ثانیاً راههایی برای مقابله با آن بیابیم. البته تمام مطالبی که در این تحقیق آمده همه از منابع معتبر و کتب و مجلات علمی تهیه گردیده است. و ما تنها به بیان آنها پرداخته ایم. براساس آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت راههایی که برای جلوگیری از این افت بزرگ بیان شده همه مثمر به ثمر هستند و می توان از آنها بصورت علمی استفاده کرد. ما با انجام این تحقیق قصد داریم از افت تحصیلی در این دبیرستان جلوگیری و یا بکاهیم. به امید آن روز که دیگر افت تحصیلی از مشکلات بزرگ و حل نشدنی برای جامعة فرهنگی ما نباشد.
مقدمه
افت تحصیلی یکی از مشکلات عمدة نظام های آموزشی در دنیای کنونی است، و هر سال مقادیر متنابهی از امکانات مالی و نیروهای انسانی، آموزشی و پرورشی به این معضل اختصاص می یابد. از آنجا که افت تحصیلی با نظام آموزشی، فرهنگی،اجتماعی و خانوادگی جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد، بررسی آن مستلزم دقت نظر و ارزیابی دقیق عوامل عدیده ای است.
بسیاری از افراد افت تحصیلی را به معنای ناتوانی دانش آموز در یادگیری مواد درسی می دانند. بدون شک این تصوری نادرست است. ناتوانی کودک در فراگیری دروس ممکن است از تواناییهای ذهنی محدود و ضعیف ناشی شود، در حالیکه افت تحصیلی به معنای نزول از یک سطح بالاتر به سطحی پایین تر در تحصیل و آموزش است. و نیز به دلیل ارزش حیاتی آن در تأمین و تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص جامعه و بطور کلی اعتلای فرهنگی و اقتصادی کشور، بررسی دلایل افت تحصیلی و روش های مقابله با آن، می تواند از به هدر رفتن سرمایه های مادی و معنوی مردم و مسئولان پیشگیری کند و به کارایی هر چه بیشتر افراد جامعه بینجامد. به همین دلیل ما به بررسی علل افت تحصیلی بین دو کلاس دوم پرداختین که در این تحقیق علل این افت دو کلاس و در کل افت تحصیلی را مورد بحث قرار دادیم.
فصل اول
علل افت تحصیلی
همانگونه که اشاره شد، افت تحصیلی با نظام آموزشی، فرهنگ،اجتماع، خانواده و خصوصیات فردی اشخاص یا به عبارت دیگر با ویژگیهای دانش آموزان ارتباط بسیار نزدیک دارد. در اینجا به چند علت اصلی افت تحصیلی اشاره می شود. لازم به تذکر است که این علل معمولاً بطور مستقل و مجزا از یکدیگر باعث به وجود آمدن افت تحصیلی در دانش آموزان نمی شود، بلکه ارتباط و تعامل آنها شبکة پیچیده ای را به وجود می آورد که بر وضعیت تحصیلی دانش آموزان اثر مخرب می گذارد. طبعاً مقابله با افت تحصیلی نیز در گرو اقدامات همه جانبه و همزمان در این زمینه هاست.
الف) علل آموزشی:
در این مورد به چند علت فرعی اشاره می کنیم: 1- تراکم برنامه های درسی : گاهی اوقات دانش آموزان هفته ای 40 ساعت در مدرسه تحصیلی می کنند و در خانه نیز با انبوهی از تکالیف درسی روبرو می شوند. بدیهی است که در چنین شرایطی دانش آموزان فرصت کمتری برای پرداختن به سایر نیازهای شخصی خویش دارند. اگر این وضع برای مدتی ادامه یابد، فشار حاصل از تکالیف زاید و اضافی باعث بیزاری دانش آموزان از مدرسه و تحصیل می گردد و در نتیجه منجر بر افت تحصیلی آنان می شود. تجربه نشان داده است که تکالیف زیاد لزوماً سطح تحصیلی دانش آموز را بالا نمی برد، بلکه بر عکس معمولاً نتیجه ای معکوس به دنبال دارد. 2- عدم برنامه ریی تحصیلی مناسب بعضی از دروس با سطح رشد و سن کودک هماهنگی ندارد. این عامل ممکن است باعث شود کودک یا دانش آموز نتواند ارتباط منطقی بین مواد درسی و استفاده از این آموخته ها را پیدا کند و بعضاً آنها را بی فایده می پندارد. 3- عدم وجود معلمان کافی و شایسته: تسلط معلم بر درس، روش تدریس وی و ارتباط او با شاگردان از عوامل مهم پیشرفت یا افت تحصیلی دانش آموزان است. 4- عدم انطباق هدف و محتوای آموزشی با علایق دانش آموزان: قصور نظام آموزشی در ایجاد هدفها و برنامه هایی که با نیازهای رشدی و تکامل فرد و علایق و انگیزه های او متناسب و هماهنگ باشد، بر جریان تعلیم و تربیت تأثیر نامناسب گذاشته، باعث افت تحصیلی می گردد.
از جمله علل و عوامل آموزشی مؤثر دیگر در افت تحصیلی می توان به نامناسب بودن روش های آموزشی، ارزیابی های نادرست از عملکرد دانش آموزان، کمبود فضاهای آموزشی، حفظ طوطی وار مطالب جزیی و کم اهمیت و عدم ارتباط بین مطالب درسی و تجارب واقعی زندگی اشاره کرد.
ب ) علل فردی :
در بعضی موارد دانش آموزانی که بطور عادی به تحصیل اشتغال داشته، عملکرد خوبی نیز دارند، به علل فردی دچار افت تحصیلی می شوند. در هر مرحله از رشد، اعمال و رفتارهایی از کودک سر می زند که خاص همان مرحله است. اوج این تحولات را می توان در آغاز دوره بحرانی نوجوانی دید. با شروع دورة نوجوانی، کودک دیروز تغییر رفتار می دهد و انتظارات و سلوک او دگرگون می شود. متأسفانه بالاترین موارد ترک تحصیل در دورة نوجوانی به چشم می خورد.
علل فردی در واقع به مواردی از این تغییرات اشاره دارد که می تواند به دو دستة “روانی” و “فیزیولوژیکی” تقسیم شود از جمله علل فردی که در افت تحصیلی مؤثر است. می توان به هوش، رابطة معلم و دانش آموز، میل و انگیزة دانش آموز و مشکلات عاطفی و هیجانی او اشاره کرد 1- هوش: هر فرد دارای توان ذهنی خاصی است که هوش نامیده می شود. هوش دارای جنبه های عمومی و اختصاصی است هوش عمومی به توانایی و ظرفیت کلی یادگیری ،و هوش اختصاصی به زمینه های ویژه ای اطلاق می گردد که فرد پیشرفت و کارایی بهتری در آن زمینه ها دارد. مثلاً شخصی ممکن است از ادراک فضایی بهتری برخوردار باشد و دیگری قدرت حافظة بهتری داشته باشد. از آنجا که بازده هوشی هر فرد تا حد زیادی متأثر از زمینه های ارثی است و نمی توان آن را تغییر داد، بنابراین در مواردی ممکن است تواناییهای هوشی دانش آموزان از میزان معین و ثابتی برخوردار باشد. تا فرا رسیدن زمانی که دانش آموز به این حد نهایی برسد، وضعیت تحصیلی او خوب خواهد بود اما پس از آن ممکن است محصل نتواند در دروس خود همچون گذشته موفقیت چشمگیری داشته باشد و دچار افت تحصیلی می شود 2- رابطة معلم و دانش آموز: از جمله مهمترین عوامل مؤثر در افت یا پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطة بین معلم و دانش آموز است. معلم می تواند با دقت و تیزبینی خود، استعدادهای نهفتة دانش آموز را ظاهر ساخته، شکوفا کند. از سوی دیگر، بعضی از معلمان در مواردی با برخوردهای غلط و نادرست می توانند موجب بیزاری دانش آموز از درس و مدرسه شوند و به این ترتیب او را به سوی افت تحصیلی سوق دهند. 3- میل و انگیزه : گاه دیده می شود کودکی مدارج ابتدایی را با موفقیت کامل طی می کند، اما همین که پا به سنین بالاتر می گذارد، دچار افت تحصیلی می شود و دیگر میلی به یادگیری بیشتر و رقابت تحصیلی نشان نمی دهد. محیط کودک یا دانش آموز نقش بسیار مهمی در پیدایی انگیزه تحصیل در کودک دارد، لذا اغلب دقت در محیط این دانش آموزان وجود اشکال در نظام آموزشی و ارزشی خانواده را آشکار می سازد. به این صورت که پدر و مادر ظاهراً کودکان خود را به درس خواندن تشویق می کنند، اما عملاً هیچ فعالیتی در جهت ایجاد گرایش جدی در فرزند خود نمی کنند. این خانواده ها به طور ناخودآگاه به مسائلی در روابط خانوادگی خود اهمیت می دهند که با درس خواندن و پرورش انگیزه قوی در پیشرفت تحصیلی منافات دارد. به عنوان مثال، دانش آموز را تشویق به خواندن می کنند، اما هیچ گاه روابط خانواده حول محور ارزش های علمی نمیچرخد، بلکه همواره بحث در مورد مسائل اقتصادی، میهمانها و خوراک و پوشاک است. علاوه بر این ها دانش آموز هیچ وقت الگویی عملی و رفتاری از علاقة والدین به خواندن و نوشتن مشاهده نکرده است. 4- آشفتگی های عاطفی و هیجانی: مشکلات عاطفی و هیجانی دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد می تواند باعث افت تحصیلی آنان شود. فشارهای روانی خاص هر مرحله از رشد می تواند باعث اشتغال خاطره، آسیب وارد آمدن به قوای هوشی، تحلیل انرژی ذهنی، عدم تمرکز حواس و تفکر زائده شده و در نهایت به نوبة خود موجب افت تحصیلی دانش آموزان می شود. 5- بلوغ: بلوغ از مهمترین مقاطع رشد است که تغییرات همه جانبه و گسترده ای در حیطه های روانی و جسمی به همراه دارد. توانایی سازگاری با این تغییرات ناگهانی و فراگیر نیازمند آمادگیها، آموزش ها و حمایت های خاصی است که اگر امکانپذیر نباشد، در نظام زندگی فرد ناهماهنگی به وجود آمده، چه بسا موجب بروز آسیب های روانی و اجتماعی و گاه جسمی یا تشدید گرایش دانش آموز به سوی اهداف خاصی مثل برقراری روابط گروهی و دوستانه، شرکت در میهمانیهای دسته جمعی و اقدامات هیجان انگیز می شود. این قبیل مسائل موجب اشتغال خاطر دانش آموزان نوجوان و در نتیجه صرف انرژی متغیر انگیزه های آنان می شود. این امر می تواند باعث کاهش تمایل دانش آموزان به درس و مدرسه شده، افت تحصیلی را به دنبال بیاورد. 6- نارساییهای جسمی: ناراحتی های جسمی خاص ممکن است در برنامة تحصیلی دانش آموز مزاحمت ایجاد کند و در نهایت به افت تحصیلی کودک بینجامد. از شایعترین این بیماری ها و ناراحتی ها اشکال در بینایی و شنوایی است. در مواردی دانش آموز دچار نارساییهایی در سیستم بینایی و شنوایی می شود که از آنها اطلاع ندارد. و دیگران نیز معمولاً تا مدت ها به آن پی نمی برند. نارسایی در شنوایی و بینایی براحتی می تواند به نقص در یادگیری و نهایتاً افت تحصیلی منجر شود. 7- فراموشی: از جمله عواملی که همواره دانش آموزان آن را دلیلی برای ضعف درسی خود می دانند، فراموشی است فراموشی می تواند معلول عوامل متعددی از قبیل عدم انگیزه، هدفمند نبودن فرایند تحصیل برای فرد، عدم احساس نیاز به درس خواندن یا عدم تمرکز حواس باشد.
ج) مشکلات خانوادگی:
عوامل عدیده ای در ارتباط با خانوادة دانش آموزان می تواند موجب افت تحصیلی آنان بشود که اهم آنها به قرار زیر است: 1- روابط و نظام ارزشی خانواده : شاید بتوان گفت :مهمترین عامل مؤثر در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل، خانواده است. اینکه والدین با دانش آموز، و درس و تحصیل او چگونه برخورد می کنند و در الگوهای تربیتی خود برای چه نوع رفتارهایی ارزش قائل می شوند، یکی از اجزای اصلی و اساسی در شکل گیری نگرش دانش آموز نسبت به تحصیل است. در بعضی خانواده ها رسم بر این است که والدین بطور کلامی به کودک توصیه می کنند که درس بخواند،اما هیچ گاه عملاً رفتار درس خواندن دانش آموز را تقویت نکرده، برای آن ارزش عملی قائل نمی شوند، او را در اتاقی تنها و در انزوا می گذراند تا درس بخواند و هیچ گاه فعالانه در امور تحصیلی او دخالت نمی کنند و از نزدیک با نحوة خواندن، نوشتن علاقه وی به مطالعه، و ایجاد زمینه های انگزشی مناسب مثل ربط دادن دروس کودک با زندگی روزمره اش سر و کار ندارد، برعکس،هر گاه کودک یا دانش آموز به اموری می پردازد که اساساً الگویی است از رفتار خود والدین، پدر و مادر بطور ناخودآگاه و به دلیل مشابهت رفتار کودک در این زمینه ها با اعمال و رفتار خودشان معمولاً وی را تشویق کرده به او توجه خاصی نشان می دهند؛ حتی اگر این نوع رفتارهای کودک یا دانش آموز به لحاظ موقعیت سنی، رشدی و اجتماعی در خور وی نباشد، به این ترتیب، دانش آموز یاد می گیرد که به طریق خاصی رفتار کند تا از والدین خود محبت یا تشویق دریافت کند، و در نتیجه از درس خواندن بازمانده و دچار افت تحصیلی می شود. 2- اشتغال دانشآموز: یکی از عوامل منفی خانوادگی که همواره منشأ انحراف توجه دانش آموز از تحصیل می گردد، جا به جایی وظایف والدینی و فرزندی است. از جمله این جابه جاییها که ارتباط قابل توجهی با افت تحصیلی دارد، اشتغال دانش آموز است. به این ترتیب که دانش آموزان در سنی به کار و اشتغال می پردازند که معمولاً از آنها انتظار می رود در آن مقطع بیشتر به نقش های مورد انتظار از جمله تحصیل بپردازند. عدم تأمین نیازهای مالی خانواده و نیاز به نیروی کار کودک از دلایل عمدة اشتغال دانش آموزان در سنین پایین است، که در این زمینه صرف وقت و نیروی بسیار در اشتغال،باعث افت تحصیلی آنان می شود. اشتغال دانش آموزان باعث تقلیل انرژی جسمی و روانی آنان شده، آمادگی جسمی و ذهنی شان را برای یادگیری دروس کاهش می دهد. به این ترتیب کودکان ممکن است به دلیل عدم حضور فعال و مستعد در محیطهای آموزشی نتوانند به نحو مطلوبی به تحصیل خود ادامه دهند. مسأله اشتغال دانش آموزان و نقش آن در افت تحصیلی، در خانواده ها، طبقه اجتماعی، اقتصاد، پایین و بویژه محیطهای روستایی از اهمیت خاصی برخوردار است. 3- فقدان والد (یا والدین) : عدم وجود هر یک از والدین (یا هر دو والد) به دلایل مختلف می تواند تأثیر ژرف و ناگواری بر تحصیل دانش آموزان داشته باشد. فقدان والد علاوه بر آثار منفی رفتاری و عاطفی بر کودکان، حتی در صورتیکه محیط اصلاح شده باشد و دانش آموزان تنها مجبور به انجام برخی وظایف والدینی باشند،ممکن است موجب افت تحصیلی گردد. در صورتیکه دانش آموز در اثر فقدان والدین (به دلیل مرگ یا جدایی یا هر دلیل دیگری) ضربة روانی نیز دیده باشد، افسردگی، اضطراب،بی علاقگی و آشفتگی های هیجانی به دنبال خواهد داشت که هر یک به نوبة خود می تواند عاملی برای افت تحصیلی دانش آموز باشد. این جنبه از تأثیر فقدان والدین یا والد بر افت تحصیلی از اهمیت ویژه ای برخوردار است 4- بیسوادی والدین: برخی از دانش آموزان در امور تحصیلی خود نیازمند به ساعات آموزشی در خارج از اوقات رسمی کلاس و مدرسه هستند. این قبیل دانش آموزان کسانی هستندکه به دلایل متعدد مدت آموزش کلاسیک مدرسه برای آنها کافی نبوده، لازم است پس از خروج از مدرسه، کمکهای آموزشی اضافی از منابع دیگر دریافت کنند. مهمترین منبع کودک آموزشی خارج از مدرسه مخصوصاً برای دانش آموزان دورة ابتدایی، والدین هستند. والدین باسواد علاوه بر نقش کمک رسانی در آموزش فرزندان خود، الگوی منسجمی از یک فرد با سواد نیز هستند. سواد والدین در تحصیل فرزندان نقش دو جانبه ای دارد. از یک سو برای آنها جنبة کمک آموزشی دارد و از سوی دیگر انگیزه ای برای درس خواندن آنها می شود و اما بیسوادی والدین نیز آسیب دو جانبهای دارد: این قبیل والدین نه تنها نمی توانند از نظر آموزشی و تحصیلی کمکی به دانش آموزان خویش نمایند، بلکه یک الگوی تقلیدی نامناسب برای فرزندان خود هستند. 5- غفلت والدین نسبت به نیازهای دانش آموز: بی توجهی نسبت به نیازهای کودکان یا دانش آموزان در زمرة مخرب ترین عوامل مؤثر در پرورش کودک و دانش آموز بطور اعمل و در تحصیل دانش آموز بطور اخص است. عدم تأمین نیازهای دانش آموز، چه نیازهای اولیه مثل خوراک و پوشاک و چه نیازهای ثانویه مثل امنیت، تعلق و احترام ضربة شدیدی بر جسم و روح کودک وارد می کند. این ضربه می تواند زندگی کودک را شدیداً تحت تأثیر قرار دهد و موجب تضعیف عملکرد تحصیلی او گردد. گاهی اوقات به دنبال رویدادها و اتفاقاتی که در خانواده به وقوع می پیوندد، نیازهای دانش آموزان مورد غفلت قرار می گیرد و والدیناز تأمین آنها باز می مانند. از این رو دانش آموزان این خانواده ها به یکباره کاهشی در عملکرد کلی خود و بخصوص عملکرد تحصیلی نشان می دهد.
د) مشکلات محیطی و اجتماعی:
آنچه تاکنون گفته شد، هر یک به نحوی با مشکلات محیطی و اجتماعی در تعامل است. از این رو شاید به نظر برسد هر یک از عوامل دخیل در افت تحصیلی یک مشکل محیطی باشد. این استدلال بیانگر تعامل نزدیک و ارتباط تنگاتنگ عوامل مؤثر در افت تحصیلی است. با این همه به لحاظ آموزشی و طبقه بندی عوامل، در مورد این قبیل مشکلات نیز نوعی تقسیم بندی مفید است 1- عدم وجود فضای آموزشی مناسب گاه کودکی که مستعد یادگیری است و از توانایی ذهنی نسبتاً خوبی برخوردار است، به موازات اینکه به کلاسهای بالاتر می رود و نیازمند امکانات بیشتری برای فراگیری دروس پیچیده تر می شود، از داشتن محیطی نسبتاً آرام و خلوت برای مطالعه محروم است. نداشتن فضای کافی و مناسب در مدرسه و منزل به دلیل کمبودها و یا تراکم افراد در کلاس و خانواده (یا هر علت مشابه دیگر) می تواند باعث افت تحصیلی دانش آموز گردد. همچنین محیطهای کثیف و نامنظم بی نظمی را در دانش آموزان قوت می بخشد. به عبارت دیگر، نامناسب بودن محیط فیزیکی و از لحاظ رنگ، نور، حرارت تهویه و آرامش می تواند در افت تحصیلی دانش آموزان مؤثر باشد...2- فقد و محرومیت اقتصادی: یکی از مهمترین عوامل مؤثر در افت تحصیلی دانش آموزان، عدم تأمین حداقل نیاز اقتصادی آنان است. محرومیت اقتصادی خانواده از جهات مختلف بر افت تحصیلی نوجوانان دانش آموز تأثیر می گذارد. روی هم رفته، بیشترین درصد دانش آموز ناموفق را کسانی تشکیل می دهند که مشاغل پدرانشان در سطح پایین اقتصادی – اجتماعی تر دارد 3- کمبود وسایل کمک آموزشی و رسانه های گروهی: امروزه نقش وسایل کمک آموزشی و رسانه های گروهی در آموزش و پرورش بسیار حائز اهمیت است و فقدان آن مانع پیشرفت تحصیلی کودک می گردد. از آنجا که شاخص های پیشرفت تحصیلی دانش آموز می گردد. از آنجا که شاخص های پیشرفت تحصیلی به موازات وسعت یافتن امکانات آموزشی و به تبع آن انتظارات اولیای مدرسه و نظام آموزشی، رشد پیدا کرده است لازماست که توانایی یادگیری دانش آموز نیز در کنار این امکانات همگام با سایر دانش آموزان بالاتر رود. در غیر اینصورت دانش آموزی که از امکانات کمک آموزشی و رسانه های گروهی بهره مند است. از هر لحاظ بر دانش آموزی که فاقد این امکانات است پیشی می گیرد و کودکی که از این وسایل بی بهره است، در زمرة دانش آموزان دچار افت تحصیلی تلقی می گردد، هر چند میزان و کیفیت مطالعة؟؟ تغییری نکرده باشد. به عبارت دیگر، بدون توجه به قابل دسترس بودن یا نبودن این امکانات، استانداردهای تحصیل برحسب امکانات موجود یکسان است.4- مهاجرت و انتقال : جا به جایی از محیطی آشنا به محیطی نا آشنا اغلب تعادل عاطفی و هیجانی دانش آموز را بر هم می زند. مهاجرت متضمن رها کردن برخی علایق، دوستیها، تعلقات و وابستگی هاست؛ اموری که دست کشیدن از آنها بسیار فشارآور است. و در صورتی که تدابیر جبرانی اندیشیده نشود، ممکن است منبع آسیب های روانی و اجتماعی وسیعی گردد. مهاجرت در افت تحصیلی دو گونه اثر دارد: ابتدا آن آشکار است، اثری که ناشی از ترک محل قبلی است. مهاجرت مستلزم این است که کودک مدرسه ای را ترک و در مدرسه ای دیگر شروع به تحصیل نماید، و علاوه بر این خود را با سر فصل های زمان بندی شدة درسی مدرسه و مکان جدید هماهنگ کند. تأثیر پنهان مهاجرت در افت تحصیلی بسیار وسیعتر است،به این معنی که لازم است دانش آموز بسیاری از عادات خود را یکباره ترک کند و خیلی سریع مجموعه عادات دیگری برگزیند. این تحول یکباره حائز فشار روانی شدیدی است که تحمل آن گاهی اوقات حتی برای یک بزرگسال مشکل است. در جریان جنگ تحمیلی و مهاجرت مردم استانهای جنگ زده به سایر نقاط کشور این مسأله به خوبی قابل مشاهده و پیگیری بود و تأثیرات منفی آن بر وضعیت دانش آموزان مهاجر آشکار بوده و هست 5- عوامل منطقه ای و محلی: در مناطق خاصی از کشور ممکن است مشکلات منطقه ای وجود داشته باشد که در افت تحصیلی اثر بگذارد. از جملة این عوامل منطقه ای که بطور مثال در استان خوزستان نیز وجود دارد و در روند تحصیلی دانش آموزان تأثیرات بسیار زیاد به جای می گذارد، مسئله تفاوت زبانی محلی با زبان جامعه است. دو زبانه بودن، یکی از عوامل بسیار مهم درافت تحصیلی کودکان است که بی شک معلمان ورزیده و آگاه بیش از هر فرد دیگری با آن آشنایی دارند.
--
مقاله روشهای موجود فرآوری کانی آلونیت در گذشته و حال
موضوع : مقاله روشهای موجود فرآوری کانی آلونیت در گذشته و حال
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
مقدمه ۷
زمین شناسی و پراکندگی آلونیت در ایران و جهان ۹
پیش درآمد ۹
۱ ـ ۱ ـ ترکیب شیمیایی و برخی خصوصیات کانی شناسی آلونیت ۹
۲ ـ۱ ـ موارد استفاده و پراکندگی آلونیت در جهان ۱۰
۳ ـ ۱ ـ چگونگی رخداد ۱۱
۱ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونیت های رگه ای ۱۲
۲ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونیت های گرهکی در سنگ های رسی رسوبی ۱۲
۳ ـ ۳ ـ ۱ ـ آلونیت جانشینی در سنگ های ولکانیکی و سنگ های نفوذی کم عمق ۱۲
۴ ـ ۱ ـ منطقه بندی انباشته های جانشینی ۱۳
۱ ـ ۴ ـ ۱ ـ زون سیلیسی مغزه ای یا پوششی ۱۳
۲ ـ ۴ ـ ۱ ـ زون کوارتز ـ آلونیت و زون آرژیلی ۱۴
۳ ـ ۴ ـ ۱ ـ زون پروپیلیتی ۱۵
۵ ـ ۱ ـ ژنز انباشته های جانشینی آلونیت ۱۵
انباشته ها و معادن آلونیت در ایران ۱۷
۱ ـ ۲ ـ خاستگاه آلونیت در سنگ های ولکانیکی ترسیر ایران ۱۸
۲ ـ ۲ ـ انباشته های آلونیت در ایران ۱۸
۱ ـ ۲ ـ ۲ ـ کانسار حسن آباد ۱۹
زمین شناسی کانسار ۱۹
۲ ـ ۲ ـ ۲ ـ کانسار سیردان ۲۰
زمین شناسی کانسار ۲۰
۳ ـ ۲ ـ ۲ـ کانسار زاجکان ۲۱
۴ ـ ۲ـ ۲ ـ کانسار یوزباشی چای ۲۲
۵ ـ ۲ ـ ۲ـ کانسار زاج کندی ۲۳
۶ ـ ۲ ـ ۲ـ کانسار تا کند ( در استان زنجان ) ۲۳
۷ ـ ۲ ـ ۲ ـ کانسار زایلیک ـ قلندر ۲۴
۸ ـ ۲ ـ ۳ ـ کانسار مشکین شهر ۲۴
۹ ـ ۲ ـ ۲ـ دیگر مناطقی که دگرسانی گرمایی ( هیدروترمال ) تحمل نموده اند ۲۵
روشهای فرآوری کانی آلونیت در آمریکا ۲۶
۱ ـ روش چپل ( Chappel ) 26
2-روش موفت R . MC . MOFFAT 28
3-روش Kalunite ( تأثیر محلولهای اسیدی ) ۲۸
۴ ـ روش Mc Cullough ( تأثیر محلولهای اسیدی) : ۲۹
۵-روش آلومت ( Alumet ) 30
6-روش(۱۹۷۴) D. Stevenes 30
7-روش C.j. Hartman 31
مطالعه روشهای فرآوری آلونیت در شوروی ( سابق ) ۳۳
۱ ـ روش های قلیایی تهیه آلومین از سنگ معدن آلونیت ۳۳
موارد استعمال ۳۳
روش مینرال : ( MINERAL ) 33
تکلیس سنگهای معدنی آلونیت ۳۷
روش احیاء ۳۸
روش( Loest ) 39
پروسه احیای آلونیت در بازیابی آلومینا از آن ۳۹
دیاگرام (فلوشیت) روش LOEST 40
HARTMAN 40
روش برای بازیابی آلومینیوم از آلونیت ۴۰
فلوشیت روش HARTMAN 41
Kaluzhsky 42
روش LOEST 42
فلوشیت روش LOEST 43
رفتار گرمایی ترکیبات سنگ کانی آلونیت همراه با ۴۵
۱ ـ مقدمه ۴۵
۲ ، ۲ ـ دستگاه گرمایی ۴۷
۳ ، ۲ ـ رفتار گرمای آلونیت ۴۷
۳ . نتایج و بحث ها ۴۸
۲ ، ۳ . ارزشیابی XRD 51
4 . خاتمه و نتیجة بحث ۵۲
کاربرد سنگ کانی آلونیت بعنوان یک کمک در انعقاد (Coagulant , Flocculant ) 53
1 ـ مقدمه ۵۳
۲ ـ مواد و روشها ۵۵
۳ ـ نتایج تجربی و بحث دربارة آنها ۵۶
۱ ـ ۳ : دمای بهینه شدة کلسینه شدن ۵۶
۳ ـ ۳ : آلونیت کلسینه شده بعنوان یک کمک منعقد کننده ۵۷
مقرون به صرف بودن ۵۸
نتیجه گیری ۵۹
شرایط بهینه برای لیچینگ سنگ کانی کلسینة آلونیت در NaoH قوی ۶۰
روش پیشنهادی مؤلف برای فرآوری آلونیت در ایران ۶۰
نامگذاری ۶۰
مقدمه ۶۱
روش تجربی ۶۲
نتایج و بحث مربوط به آنها ۶۲
نتیجة بحث ۶۶
مشکلات محیط زیستی فرآوری آلونیت و تأثیرات آن بر طبیعت ۶۷
گزارش خلاصه ای از تحقیقات انجام شده بر روی تهیه آلومینا از آلونیت در شرکت ایتوک ۷۰
پروژه تولید آلومینا از آلونیت در ایران ۷۱
۱- مشکل اسیدسولفوریک ۷۱
۲- سولفات پتاسیم ۷۱
۳- مشکل تهیه هیدروکسید پتاسیم ۷۱
چشم انداز تولید آلومینا از آلونیت در ایران ۷۲
اطلاعاتی دربارة آمار فرآوری آلونیت در روسیه و آمریکا ۷۳
تولید در روسیه ۷۳
تولید در آمریکا ۷۳
اولین کارخانه فرآوری آلونیت ۷۴
روشهای ترکیبی اقتصادی فرآوری کانی آلونیت ۷۴
تولید آلومینا از آلونیت در شوروی سابق ۷۵
پروسه تولید آلومینا مطابق شرح زیر است: ۷۵
آلونیت در ایران ۷۷
ذخایر شناخته شده آلونیت در ایران ۷۷
منابع (References) 81
مقدمه:
از قرون و اعصار گذشته بشر در پی دستیابی به امکانات و ابزارهای توسعه تلاشهای فراوانی را در راه کشف مجهولات وتازهها انجام داده است.
بیشک فلز درعصر حاضر به عنوان زیر ساخت توسعه و فناوری همواره مورد توجه بوده و کشورهای پیشرفتة جهان با علم به این نکته سعی فراوانی را در راه کشف وتوسعة ذخایر و منابع فلزی خود انجام داده و هم اکنون نیز علاوه بر استفادة بهینه از ذخایر و منابع خود چشم به بهرهبرداری از مواد و کانیهای غنی موجود در کرات دیگر و من جمله ماه دارند.
با توجه به این مطلب فلز آلومینیوم نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیاز بشر به تولید واستحصال آن در سالهای آتی بسیار مورد توجه میباشد. در حال حاضر در صنعت آلومینیم جهان مهمترین منبع برای تأمین آلومینیوم کانی بوکسیت میباشد.
هماکنون مهمترین و بهترین گزینه برای تأمین آلومینیوم بعد از بوکسیت، آلونیت میباشد. کانیهای دیگری نیز جهت تولید آلومینیوم مورد توجه قرار دارند که از آن جمله میتوان به آنورتوزیت – نفلین- رسها و شیل اشاره کرد.
سمیناری که در حال مطالعه میفرمایید بحث در مورد روشهای موجود فرآوری کانی آلونیت در گذشته و حال میباشد که همراه با بحث در مورد رفتارهای اختصاصی کانی آلونیت در شرایط مختلف شیمیایی و حرارتی و مطالعه دقیق خواص این کانی در محیطهای اسیدی و قلیایی میباشد.
همچنین کاربردهای مختلف آلونیت به غیر از تولید آلومینا مانند استفاده به عنوان منعقد کننده ( کواگولان) و ( فلوگولانت) در بحث تصفیه آب (Water Treatment ) و داروسازی مورد بحث قرار گرفته است.
بحث در مورد مشکلات محیط زیستی و مشکلات موجود فرآوری این کانی نیز از جمله مطالعات انجام گرفته در این سمینار میباشد. در پایان لازم میدانم از استاد راهنمای درس سمینار جناب آقای دکتر محمدمهدی سالاریراد و همچنین کمکها و راهنماییهای استاد درس سمینار جناب آقای مهندس یاوری کمال تشکر را بنمایم.
در آخر امید است با تلاش و کوشش شبانهروزی متخصّصین و کارشناسان صنعت و معدن وابستگی عظیم درآمد کشور به نفت به مرور زمان کم شده و ما نیز همچون سایر کشورها در حفظ ذخایر و منابع ملّی خود برای آیندگان کوشاتر باشیم.
سهند اندرزی گرگری
زمین شناسی و پراکندگی آلونیت در ایران و جهان
پیش درآمد :
آلونیت در جهان از قرن پانزدهم تا اواخر قرن حاضر بعنوان منبعی برای زاج و سولفات آلومینیوم مورد استفاده قرار گرفته است . از زمان شناخت و بکارگیری آلونیت در ایران تاریخ دقیقی در دسترس نیست اما تردیدی نیست که سابقه طولانی داشته و چه بسا ایرانیان از پیش از قرن پانزدهم آن را مورد استفاده قرار می دهند از اوایل قرن حاضر از بوکسیت و رس هم تا حدودی برای بدست آوردن زاج و سولفات آلومینیوم استفاده می شود . آلونیت در طول اولین جنگ جهانی نقشی استراتژیک و حساس در استرالیا و ایالات متحده امریکا در تهیه کود سولفات پتاسیم ایفا کرده است . ( ( Hall et al, 1983
1 ـ 1 ـ ترکیب شیمیایی و برخی خصوصیات کانی شناسی آلونیت
آلونیت خالص از نظر تئوری با فرمول دارای که 05/13 ، درصد 37/11 درصد ، 92/36 درصد و 66/38 درصد می باشد آنالیز بعضی از بلورها ممکن است مشابه ترکیب فوق باشد اما آلونیت طبیعی مقداری سدیم دارد که جانشین پتاسیم شده است. و در صورتیکه نسبت اتمی سدیم به پتاسیم معادل یک یا بزرگتر از یک باشد کانی را ناترو آلونیت گویند. چنانچه نسبت اتمی سدیم به پتاسیم بزرگتر از 1:3 می باشد ممکن است به آن آلونیت سدیک گویند اگر چه این نام گاهی به غلط مترادف با ناترو آلونیت در نظر گرفته می شود .
آلونیت از نظر بلورشناسی در سیستم هگزا گونال تبلور یافته و در حالت بلوری به صورت فیبری ولی اغلب در طبیعت به صورت متراکم یافت می شود . سختی کانی خالص آن 5/3 تا 4 درمقیاس موس و وزن مخصوص آن بین 6/2 تا 8/2 متغیر است . رنگ این کانی با توجه به ناخالصی های همراه آن نیز متغیر است چنانکه در رنگهای سفید ، خاکستری ، صورتی ، متمایل به زرد و قهوه ای و حتی بنفش مشاهده می شود .
2 ـ1 ـ موارد استفاده و پراکندگی آلونیت در جهان
در برخی کشورها آلونیت جهت تولید آلومین مورد استفاده قرار می گیرد ، چنانکه در آذربایجان شوروی ( سابق ) کارخانه ای با ظرفیت تولید تقریباً 200 تن در روز آلومین برپاست که از آلونیت ، آلومین استخراج می شود ، از آنجا که آلومین منبع با ارزشی برای آلومینیوم است ، آلونیت را می توان کانسار آلومینیوم بشمار آورد . کود از محصولات فرعی آلونیت است در ایران آلونیت از قدیم و بطور سنتی در تولید زاج مصرف می شده است که بکار رنگرزی و تصفیه خانه های آب و نفت می آید .
آلونیت در بسیاری از کشورها وجود دارد البته باید در نظر داشت که انباشته های بزرگ و غنی از آلونیت که برای تاسیس کارخانه تولید آلومین یا کود مناسب باشد ، به طور نسبی ، کم است .
در دهه اخیر انباشته های بزرگی از آلونیت در برخی از ایالات باختری آمریکا کشف شده که مهمترین آن ها در جنوب باختر یوتا است ، ولی انباشته های آریزونا و کلرادو هم شایان توجه اند ، در نوادا و نیومکزیکو و به احتمال در مکزیک هم پتانسیل یا کانسارهایی از آلونیت با عیار بطور نسبی خوب وجود دارد .
به نظر می رسد بزرگترین و بهترین انباشته های آلونیت از نظر گستردگی و عیار در جمهوری های شوروی ( سابق ) است ، کارخانه تولید آلومین در آذربایجان شوروی از توف های آلونیتی شده اواخر ژوراسیک نزدیک ، زایلیک (Zaglik ) چند کیلومتری شمال باختر داش کسن ( Dashkesan ) تغذیه می شود و مقدار آلونیت سنگ ها حدود 40 درصد می باشد در دیگر جمهوری های شوری ( سابق ) بیش از 80 ذخیره دیگر وجود دارد که این انباشته ها در قزاقستان ، ارمنستان ، ازبکستان ، قرقیزستان ، تاجیکستان ـ پراکنده است .
در قاره آسیا بویژه در چین انباشته خیلی بزرگ از سنگ های واجد آلونیت در ناحیه پین یانگ فانشن ( pinyang Fanshan ) ، در ژاپن ، جنوب کره ، ترکیه و دیگر کشورها هم گزارش هایی در مورد آلونیت موجود است ولی اقتصادی بودن برخی از آنها هنوز نامشخص است . همچنین ذخایر یا منابع موجود در اسرائیل ( فلسطین اشغالی ) ، مصر ، مراکش ، تانزانیا ، نیجریه ، نیوزیلند ، و سوماترا و فیلیپین مورد بررسی های دقیق قرار نگرفته است . در کشورهای اروپایی مانند ایتالیا ، اسپانیا ، در جنوب امریکا ، جنوب مکزیک و استرالیا هم انباشته های قابل توجهی از آلونیت موجود است .
3 ـ 1 ـ چگونگی رخداد
آلونیت به صورت عدسی ها و رگچه ها در داخل کانسارهای رگه ای فلزات و نیز در داخل شکاف های سنگ های آذرین قلیائی یافت می شود ولی توده های بسیار بزرگ آن به طور معمول ، در داخل توف ها و گدازه ها تشکیل می گردد . در ایران هم از هر دو نوع وجود دارد ولی تنها آن دسته که در اثر آلتراسیون با هر پدیده دیگر در سنگ های ولکانیکی یا توفی بوجود آمده ، از نظر حجم و وسعت شایان توجه است .
انباشته آلونیت نوع جانشینی شباهت کمی با نمونه های موجود در موزه یا توصیف های موجود در متون و نشریه های کانی شناسی دارد . بطور نمونه آلونیت در سنگهای آتشفشانی دانه ریز یا پورفیرهای دانه درشت تر ساب ولکانیک و یا در سنگ های نفوذی کم ژرفا بر اثر آلتراسیون می تواند بوجود آید. سنگ دگرسان شده اساساً از کواتزهای میکرو کریستالین ، آلونیت و مقادیر جزی هماتیت ، روتیل و آناتاز تشکیل شده است ، رسها و کانیهای سیلیسی غالباً از همراهان آلونیت در سنگ های آلتره شده می باشد . حضور فراون همین همراهان در فرایند تولید آلومین می تواند تولید اشکال نماید .
تشخیص سنگ های آلونیت دار در روی زمین کار ساده ای نیست . سنگ های ولکانیکی دگرسان شده غنی از آلونیت و کائولینیت ، سریسیت و دیگر کانی های دگرسانی خیلی مشابهند ، اما چون وزن مخصوص آلونیت ( 82/2 ) کمی بیش از وزن مخصوص کوارتز و رسها است ، بطور معمول ، حضور مقدار زیاد آلونیت در یک نمونه سنگ ولکانیک قابل تشخیص است .
آلونیت هایی که بصورت رگه ای هستند معمولاً صورتی رنگند ولی رنگ کلاً معیاری ضعیف در تشخیص سنگ های آلونیتی است . چون آلونیت در رنگهای گوناگون می تواند باشد . ( بطور معمول ، رنگارنگ یا دارای خطوط رنگینی است و یا به آهن آلوده شده است . رنگ زرد پرتقالی معمولاً نشانه حضور جاروسیت ( سولفات آهن آبدار می باشد ) .
انباشته های مختلف آلونیت اندازه های متغیری دارد چنانکه از نودول ها یا عدسی های کوچک در حد سانتی متر و تا توده های بزرگ محتوی چندین میلیون تن سنگ دگرسان شده با 30 تا 40 درصد آلونیت در تغییر است . در رگه های درون زا (hypogene ) آلونیت به طور تقریب خالص می تواند یافت گردد . Hall ( 1978 ، 1980 ) انباشته های آلونیت را در سه گروه می گنجاند :
1 ـ آلونیت رگه ای ؛ 2 ـ آلونیت گرهکی ؛ 3 ـ آلونیت جانشینی ؛
1 ـ 3 ـ 1 ـ آلونیت های رگه ای
آلونیت در رگه ها یا خیلی ریز بلور و یا نهان بلور ( Cryptocrystaline ) است که در این حالت به رنگ سفید و زرد می باشد . چنانکه آلونیت در رگه در چهره بلورهای درشت که گاه طول آن ها به 10 تا 20 میلی متر می رسد پدیدار شود ، صورتی رنگ است ( 1983 ، Hall et al ) . اگر چه در رگه های با عیار بالا ، به طور تقریب ، آلونیت جانشینی قابل قبول برای بوکسیت خواهد بود ، اما کل منابع در دسترس و موجود در رگه ها کمتر از آن است که سازندة اساس ماده ای خام در صنعت باشد .
2 ـ 3 ـ 1 ـ آلونیت های گرهکی در سنگ های رسی رسوبی
آلونیت یا ناتروآلونیت گرهکی و لایه ها ور گه های کم ضخامت نامند آن از نظر جغرافیایی بسیار متداول و گسترده اند ( هال ، 1978 ) و در شیل ها ، شیست های میکادار ، یا لایه های رسی یافت می شوند ، به نظر می رسد این آلونیت ها به طور دیاژنتیکی یا برون زایی ( Supergenic ) و در اثر عملکرد آب های زیرزمینی اسیدی غنی از سولفات ، در رسوبات آرژیلی سرشار از میکا یا ایلیتی بوجود آمده اند اکسیداسیون پیریت پراکنده در سنگ های رویی یا سنگ مجاور آن ، اسید لازم را فراهم می سازد ؛ پتاسیم از ایلیت یا میکا (مسکویت) موجود در رسوب میزبان آلونیت است . خلوص گرهک های آلونیتی ممکن است به خلوص آلونیت های رگه ای نزدیک باشد . ولی این رخدادهای رسوبی ، بیشتر ، محدود به لایه های کم ضخامت و ناممتدی است که بطور معمول ، با کائولین مخلوط بوده ، و توده های آن قدر بزرگی را تشکیل نمی دهد که به عنوان منبع آلومینیوم بهره برداری شوند .
3 ـ 3 ـ 1 ـ آلونیت جانشینی در سنگ های ولکانیکی و سنگ های نفوذی کم عمق
این انباشته ها ابعاد بزرگ و ذخیره های قابل ملاحظه دارند و به طریقه روباز می توانند استخراج شوند . این گروه از انباشته ها بخش عمده منابع آلونیت را در امریکا و سایر نقاط جهان تشکیل می دهند ، و به عنوان منبع اساسی هر طرح صنعتی آلومینیوم با بکارگیری آلونیت در نقش یک مادة خام ، بهره برداری می شوند اگر چه این انباشته ها از نظر عیار در چنان گسترش و حجم بالای ذخیره برخوردارند که می توان به طریقه روباز آن ها را استخراج نمود . در این انباشته ها میزان پتانسیل برای تغذیة یک کارخانه آلومین با مقیاس اقتصادی برای بیست سال یعنی تا زمان مستهلک شدن کارخانه کافی است . (Hall et al, 1983)
4 ـ 1 ـ منطقه بندی انباشته های جانشینی
یکی از مشخصات انباشته های بزرگ آلونیت (آلونیت جانشینی ) حالت منطقه ای
( Zoning ) در آن ها است . زونینگ کانی شناختی مشخصه انباشته های بزرگ آلونیت نوع جانشینی در باختر ایالات متحده امریکا است . منطقه بندی یکسان یا بسیار مشابه نیز در متون زمین شناسی دیگر کشورها هم گزارش شده است .
به طور کلی چهار زون اصلی شناسایی شده است . مغزه یا پوشش سیلیسی ، کوارتز آلونیت ، آرژیلی ، پروپیلتی .
مغزه یا پوشش سیلیسی ( زون 1 ) مرکزی و برجسته و مترفع است ، و زون کوارتز آلونیت ( زون 2 ) ، زون آرژیلی ( زون 3 ) و سرانجام زون پروپیلیتی ( زون 4 ) در بیرون و به سمت پائین جانشین آن می شود . ممکن است در سطح زمین این چهار زون در جنب یا پهلوی یکدیگر باشند ، همچنین به طور عمودی ، اگر چه عموماً برای آشکارشدگی ارتباط منطقه ای در ژرفا ، حفاری عمیق ضروری است .
شرحی که در ادامه خواهد آمد حالتی ایده آل را به نمایش می گذارد و به ندرت در طبیعت رخ می دهد . بیشتر انباشته های طبیعی نامنظم و ناهمگن اند و انکلاوهای یک مجموعه منطقه بندی با دیگری احاطه می شود . دگرسانی ها ممکن است در هم داخل شود چنانکه یک زون یا چندین زون خیلی باریک و کم ضخامت می شود و در هنگام بررسی و مشاهده سطحی و اتفاقی ، آشکار نمی شود فزون بر آن مرزهای منطقه ای باریک و ظریف اند، نقشه برداری واقعی آن ها دشوار است و براساس اندازه گیری های پراش اشعه X پودر آن ها نقشه بطور دلخواه رسم می شود . ویژگی های هر یک از چهار زون نامبرده در ادامه اشاره خواهد شد .
1 ـ 4 ـ 1 ـ زون سیلیسی مغزه ای یا پوششی
در این زون سنگ به شدت سیلیسی شده و ممکن است شبیه چرت یا اپالیت باشد ، و اگر در نزدیکی سطح یا سطح زمین یافت شود ممکن است متخلخل مانند سینتر سیلیسی باشد به طور معمول ، گوگرد طبیعی در خلل و فرج ها یا حفره ها پدیدار است . به طور تیپیک ، کواتز فاز سیلیسی غالب است . ولی کریستوبالیت هم نامتداول نیست ، و سیلیس بی شکل و تریدیمیت در شماری از مناطق تشخیص داده شده است . زون سیلیسی را نشانگر مجرا یا منفذ اصلی برای ، مرحله نهایی دگرسانی می دانند ، که در اثر سیالات گرمابی ( hydrothermal fluids ) بشدت اسیدی و گازهایی که منشاء آتشفشانی دارند ، قلیاها ، عناصر قلیایی ، آلومینا ، و دیگر عناصر از سنگ های ولکانیک شسته و پس مانده سیلیسی از آنها بر جای می ماند ، مقداری از سیلیس هم از زون زیرین دگرسانی آلونیتی به آن اضافه می شود و ممکن است سیلیس سنگ 90 درصد یا بیشتر باشد .
2 ـ 4 ـ 1 ـ زون کوارتز ـ آلونیت و زون آرژیلی
زون سیلیسی به طرف بالا به یک زون سنگ به شدت دگرسان شده تغییر می یابد که عمدتاً متشکل از کوارتز میکرو کیستالین و آلونیت است ، این سازندگان زون ، کانه انباشته اقتصادی آلونیت است . مقدار آلونیت ممکن است 30% یا بیشتر باشد دیگر کانی ها به طور معمول ، در مقادیر کم یافت می شود و شامل هماتیت ، روتیل و آناتاز است . کائولینیت ( یا پلی مورف آن، دیکیت ) و سایر کانی های فیلوسیلیکاتی به علاوه کریستوبالیت اپالی متداول است . ولی چنانچه این کانی های سیلیسی بیش از مقادیر خیلی ناچیز باشد و در آن صورت اثراتی زیانبار بر کیفیت کانسار خواهد داشت . ممکن است در این زون پیریت ، به ویژه در ژرفا یافت شود .
جاروسیت ، سولفات آهن دار، مانند آلونیت ، ممکن است به صورت تشکیل دهندة درون زا یا برون زا ، موجود باشد . کانی های زاج به صورت شوره زنی های ( efflorescences ) فرعی هوازدگی پدیدار می شوند ، ولی در ژرفاها به ندرت یافت می شوند .
مقادیری محسوس کانی های رسی کائولنی ( بنابراین آرژیلی ) ، به طور معمول ، کائولینیت ، ولی بعضی مواقع دیکیت دارند ، هالوسیت در نواحی آلونیت دار ایتالیا به هر دو صورت ئیدارته و غیر ئیدراته متداول است (1979,Lombardia and Mattias ) ؛ اگر چه ، به نظر نمی رسد در انباشته های باختر امریکا هالوسیت به متداولی کائولینیت باشد. کواتز ریز بلور باز هم غالب است . ممکن است آلونیت از نظر اندازه به طور تقریب ، برابر کائولین باشد مواد در زون آرژیلی به دلیل حضور رس ها و دیگر کانی های ورقه ای زیانبار ، مرغوب نیست . کانی ها به غیر از گروه کائولن که در زون آرژیلی هم تشکیل می شود شامل سریست ، دیاسپر ، پیروفیلیت و به طور نادر تر ، زونیت (Zunyite) است . هماتیت و روتیل یا اناستاز در همه جای این زون مانند تمام زون های دیگر ، یافت می شود . به طور معمول جاروسیت با آلونیت همراه شده ولی ممکن است بیشتر سوپرژن (برون زا) باشد تا هیپوژن (درون زا) جاروسیت با کانی های اکسید آهن نه رنگ های متمایل به زرد و قرمز به سنگ های دگرسان شده می دهد .
--
دانلود کامل مقاله روشهای موجود فرآوری کانی آلونیت در گذشته و حال
عنوان : تحقیق نجوم جغرافیای ریاضی
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
عطارد ( تیر)
کهکشان
رده بندی کهکشانها
کهکشان امراه المسلسله ( آندرومدا)
گروه محلی
ابرهای ماژولانی
ساختار کهکشانها
ابرهای ماژولانی
رده بندی مجدد
مشخصات کهکشان راه شیری
موقعیت خورشید در کهکشان راه شیری
زمین در فضا
سیارات و سایر اعضای منظومه شمسی
ویژگیهای عمومی منظومه شمسی
خانواده منظومه شمسی
سیارات خاکی
دهانه بزرگ بر روی عطارد
سیارات غول
سیارات دور منظومه شمسی
سایر اعضای منظومه شمسی
تعدادی از اقمار غول پیکر و مقایسه آنها با عطارد
سنگهای آسمانی آهنی یا سیدریتها
سنگهای آسمانی آهنی- صخره ای یا سیدرولیتها
شهابواره ها Meteoroid
گیسو Coma
قسمت جامد
دنباله دارها
اقمار سیارات
پلوتو
نپتون
اورانوس
زحل
مشتری
حیات درمریخ
اقمار مریخ
صحراها و تپه های شنی
کانیون
مریخ، سیاره سرخ
زهره ( ونوس)
درس جغرافیای ریاضی یکی در دروس اصلی رشتة جغرافیا می باشد و موضوع آن نیز بررسی شکل هندسی زمین و به ویژه حرکات آن درفضا می باشد، مطالعه وضعیت اجرام آسمانی ازقبیل سیارات، ستارگان، سحابیها و کهکشانها را نیز در بر می گیرد. با فراگیری این دانش می توان دید وسیعی نسبت به جهان آفرینش از نظر جغرافیا را به دست آورد.
امروزه بشر با بهره جویی از کاوشهای فضای و انتفاع از کشفیات علمی بسیار، توانسته است گام کوچکی در پهنة اقیانوس بی کران جهان بردارد تا شاید بتواند به بخش مختصری از مجهولات فراوان خویش و موجودات حیرت انگیز جهان آفرینش نایل شود، به همین منظور درصد برآمد با کمک جغرافیا با آسمانها و مواد آن آشنا و به وسیلة این آشنایی و علاقه با توجه به اهمیت ویژه ای که برای آن قایل است تا حدی به پیشرفتهای علمی دست یابد.
هنگامی که بشر برای اولین بار آسمان بالای سر خود را مورد نظر قرار داد، دیدرس او فقط به آسمان بالای سرش محدود می شد. بعدها، او توانست وسایل علمی خاص را اختراع کند و به کمک آنها قادر به جستجو و مطالعه درفضای دورتر شود. در زمانهای اخیر اتفاقات جدید و هیجان انگیزی رخ داده است. بشر قادر به مسافرت و جستجو در فضا گشت و به همین علت هم اطلاعات او از جهان اطرافش به ناگهان افزایش یافت. بشر اولیه متوجه شد که بسیاری از اجرام روشن موجود در آسمان، به آهستگی در میان ستارگان حرکت میکنند. پس از طی قرون بسیار، او تشخیص داد که زمین و بعضی از اجرام، در اطراف خورشید گردش می کنند. این اجرام فضایی متحرک، سیارات نامیده شده اند و همة آنها را همراه با خورشید، منظومة شمسی نامگذاری کرده اند. اگر چه کشف این سیستم اهمیت زیادی داشت، ولی واقعة با اهمیت تر در قرن هفدهم میلادی رخ داد. گالیله دانشمند ایتالیایی تلسکوپی را بنا کرد که با کمک آن توانست عظمت و شگفتیهای کیهان را در اطراف سیستم خورشیدی مورد بررسی قرار دهد. او کهکشان راه شیری را مطالعه کرد و با کشف بزرگ خود نشان داد که این راه، مرکب از میلیاردها ستاره بسیار دور و کمرنگ می باشد. به کمک تلسکوپهای بسیار قوی و سایر وسایل علمی ( مانند نورسنج، طیف نگار و..) تاکنون بسیاری از اسرار این کهکشان کشف شده است.
با توجه به موارد فوق می توان دریافت که علم نجوم در مسیر تحول خود به کشف بسیاری از قوانین حاکم بر اجرام سماوی نایل آمده است، ولی باید گفت که کار تحقیق و پژوهش در این باره هرگز پایان پذیر نیست، زیرا با پیشرفت تکنولوژی، در هر زمان به اسرار تازه ای از جهان آفرینش دست می یابیم. به هر صورت، نقش و اهمیت نجوم در زندگی بشر انکار ناپذیر است و موارد کاربرد آن را میتوان در جهت یابی، هوانوردی، دریانوردی و مطالعات جغرافیایی، تهیه نقشه های مختلف جغرافیایی و نقشه برداری از زمین، پیش بینی جذر و مد، طوفان و توفند، توده های هوایی، انواع جبهه ها، اتمسفر و ترکیب آن، فرایند های انتقال انرژی گرمایی، کیفیت پدیده های مربوط به تابش، تهیة تقویمهای مختلف و بررسی نیروی گرانش به کمک محاسبات نجومی، نام برد.
درحال حاضر علم نجوم را به پنج بخش کاملاً مجزا تقسیم می کنند که هر بخش تخصص مخصوص به خود را می طلبد. این پنج بخش عبارتند از:
1-هیأت و نجوم Astronmy: در این مبحث تنها مسائل مربوط به حرکت و جابجایی اجرام سماوی و اثران ناشی از این حرکات مورد مطالعه قرار می گیرد و بیشترین مباحث درس جغرافیای ریاضی به این قسمت از دانش نجوم مربوط می شود.
2-اختر فیزیک Astrophysics: در این بخش، ساختار، خواص فیزیکی، ترکیب شیمیایی و تحولات درونی ستارگان مورد بحث قرار می گیرد. در دانش اختر فیزیک دربارة حرکات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع آنها نیز بحث می شود.
3- طالع بینی Astrology : در این قسمت، به کمک حرکت و مواضع اجرام سماوی، حوادث آسمانی پیشگویی می شود. البته آن دسته از پیشگویی های که منطبق بر قوانین علمی است ( مانند رخداد خسوف و کسوف) مورد تأیید است و آن پیشگویی های که پایة علمی ندارد و بیشتر جنبة فال گیری دارد، در این بخش مورد مطالعه قرار نمی گیرد.
4- کیهانشناسی Cosmology : این مقوله، قوانین عمومی تکامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می کند. به عبارت دیگر، جهان هستی را از دید کلی در نظر می گیرد و به مطالعة آن میپردازد. بررسی وضع کهکشانها، نواختران و به ویژه مسئلة انبساط جهان از مباحث این قسمت از دانش نجوم می باشد.
5- کیهان زایی Cosmogong : این بخش از دانش نجوم دربارة چگونگی پیدایش و منشأ کیهان بحث می کند. مسائل مربوط به پیدایش، تحول و تکوین عالم هستی در قلمرو مطالعات کیهان زایی است.
اکنون با توجه به تقسیم بندیهای ذکر شده در این قسمت، ملاحظه می شود که دانش جغرافیای ریاضی ( زمین در فضا) در قسمت اول این تقسیم بندی یعنی در هیأت و نجوم قرار می گیرد. در این دانش تنها به مسائلی پرداخته می شود که مربوط به حرکات اجرام سماوی ( به خصوص سیاره زمین) و آثار ناشی از این حرکات می باشد. مثلاً وقتی صحبت از دو رویداد آسمانی خسوف و کسوف می شود، این مطلب مستقیماً به جابه جایی و حرکتهای سه جرم ارتباط و همبستگی بسیار نزدیک جغرافیای ریاضی و نجوم آشکار می گردد. از این رو نتیجه می گیریم که در س جغرافیای ریاضی قسمتی از دانش هیأت است که خوشبختانه پایه گزاران آن دانشمندان ایرانی مثل ابوریحان بیرونی، عبدالرحمن صوفی، خواجه نصرالدین طوسی و …بوده اند. اگر چه در عصر حاضر پیشرفتهای سریع و قابل ملاحظه ای در این علم به خاطر توسعه تکنولوژی و ساخت وسایل مدرن رصد اجرام سماوی، صورت گرفته است، ولی به اعتقاد همة دانشمندان غربی تمام کشفیات و پیشرفتهای دانش هیأت جدید بر پایة هیأت قدیم بنا نهاده شده است.
1-2- تعریف کیهان
کیهان را می توان ترکیبی از ستارگان، سحابیها، سیارات، ستارگان دنباله دار و اجرام آسمانی دیگر تعریف کرد. به تصور ما این اجزاء جمع شده اند تا نقش کیهان را رقم بزنند. سیارات، سیارکها، اقمار، ستارگان دنباله دار، شهابسنگها به دور ستاره منفردی می گردند و ما آن را خورشید می نامیم. این مجموعة عظیم همه با هم منظومة شمسی را تشکیل می دهند. خورشید و بیلیونها ستاره دیگر اجتماعی از ستارگان را پدید می آورند که کهشکان خودی یا راه شیری نامیده می شود. جهان، بسیاری از این کهکشانها یا اجتماعات ستاره ای را شامل می شود.
1-2-1- کهکشان
کهکشان عبارت است از تعداد زیادی ستاره و فضای بین ستاره ای ( اغلب گاز و گرد و غبار) که تحت نیروی گرانش متقابل یکدیگر نگه داشته شده اند.ستارگان واقعی یک کهکشان در گستره ای وسیع به تعداد تقریبی صد میلیون تغییر می کند. به عبارت دیگر، خورشید و همسایگانش به انضمام مقدار زیادی از مادة میان ستاره ای و سحابیها، توسط نیروی گرانش، در یک خوشة بسیار بزرگ موسوم به کهکشان به یکدیگر پیوند خورده اند. اکثر ستارگان جهان درون چنین خوشه هایی جای گرفته اند.
منظومة شمسی ما جزء کهکشانی به نام راه شیری است که در شبهای صاف به صورت ابری کشیده و بسیار رقیق دیده می شود. این کهکشان به شکل عدسی محدب بزرگی است که ضخامت آن 10000 سال نوری و قطرش 100000سال نوری است. در کهکشان خودی متجاوز از 5میلیون منظومه و 10 میلیون ستاره وجود دارد. میلیونها منظومة شمسی تابع کهکشان راه شیری با سرعتهای متفاوتی به دور مرکز کهکشان می گردند. منظومة شمسی ما با مرکز کهکشان حدود 30000سال نوری فاصله دارد که با سرعت 250کیلومتر بر ثانیه در هر 250 میلیون سال یک بار حول محور کهکشان راه شیری می گردد. جرم کل کهکشان راه شیری 10 مرتبه بیشر از جرم خورشید است ( شکل 1-1)
1-2-2- رده بندی کهکشانها
مهمترین کهکشانهای نزدیک به ما عبارت اند از:
الف – کهکشان امراه المسلسله ( آندرومدا)
این کهکشان که به نام31 M و یا 224 NGC معروف است. نزدیکترین کهکشان به کهکشان راه شیری بوده و از نظر اندازه و شکل با آن قابل مقایسه است. فاصله این کهکشان از کهکشان خودی حدود 2 میلیون سال نوری است و به صورت یک قرص مارپیچ متشکل در حدود 100 بیلیون ستاره، گاز و گرد و غبار می باشد. امراه المسلسمه ( زن زنجیر به پای) تنها کهکشان بزرگی است که با چشم غیر مسلح قابل رؤیت است و درخشندگی آن 100 بیلیون برابر خورشید است.
ب- گروه محلی
اخترشناسان تقریباً به 20 کهکشان کوتوله مشهور به « ابرهای ماژولانی» که 3 میلیون سال نوری از ما فاصله دارند، گروه محلی نام داده اند. در این گروه، کهکشانهای راه شیری، امراالمسلسله و 33M دارای شکل مارپیچ هستند.
ج- ابرهای ماژولانی
در ماوراء قلمرو راه شیری، ابرواره های کم نوری مشاهده می شوند. درگذشته تصور بر این بود که این ابرواره ها به مجموعه کهکشانی راه شیری تعلق دارند؛ ولی با توسعه تکنولوژی فضایی، مشخص شد که آنها مجموعه ای از ستارگانند که فاصلة زیادی با ما دارند و از نظر حجم با کهکشان خودی قابل مقایسه میباشند. تماشایی ترین این کهکشانها، ابرهای ماژولان بزرگ و کوچک می باشند. این دو کهکشان در نزدیکی قطب جنوب و در صورت فلکی ماهی طلایی و توکان قرار دارند و با چشم غیر مسلح به وضوح قابل رؤیتند و فاصله آنها از ما حدود 150000سال نوری است( شکل 1-2)
1-2-3- ساختار کهکشانها
درسال 1224/1845 م لرد راس، منجم ایرلندی با رصد کهکشان 51M برای نخستین بار به ساختار مارپیچی آن پی برد. پس از آن منجمان دریافتند که 3/1 تمام کهکشانهای رصد شده مارپیچی اند. بقیه عمدتاً کهکشانهای بیضوی هستند و تعدادی هم کهکشانهای بی نظم.
کهکشانهای مارپیچی و بیضوی، علاوه بر تفلاوت ظاهریشان، تفاوتهای اساسی دیگری با هم دارند، در کهکشانهای بیضوی گاز و غبار یا وجد ندارد و یا بسیار اندک است. همچنین، این کهکشانها عمدتاً از ستاره های پیر تشکیل شده اند. از این دو عامل به راحتی میتوان نتیجه گرفت که کهکشانهای بیضوی پیرند و گاز و غبارشان مدتها پیش به صورت ستاره در آمده اند، و
شکل 1-2. ابرهای ماژولانی
موادی برای تکوین ستاره های جدید در آنها وجود ندارد. برعکس در کهکشانهای مارپیچی مقادیر زیادی گاز و غبار وجود دارد. بررسی کهکشان راه شیری و برخی از کهکشانهای مارپیچی نزدیک نشان می دهد که هنوز در آنها ستاره های جدیدی متولد می شوند.
در کهکشانهای مارپیچی سه بخش اصلی را می توان تشخیص داد. برآمدگی مرکزی، که مثل یک کهکشان بیضوی کوچک است، صفحه ای مسطح و گرد، که بازوها در آن قرار دارند و قرص یا صفحه کهکشان هم نامیده می شود، و هاله ای تقریباً کروی که کل کهکشان را در برگرفته است. اندازة برآمدگی مرکزی چند هزار سال نوری است. این قسمت را عمدتاً ستاره های پیر و کم جرم سرخ آشغال کرده اند. هستة کهکشان در همین قسمت مرکزی قرار دارد. بررسیهای اخیر تلسکوپ هابل، منجمان را متقاعد کرده است که در هستة بعضی از این کهکشانها ممکن است سیاهچاله ای پرجرم وجود داشته باشد.
هاله کهکشان، دور تا دور قرص کهکشان را فرا گرفته است. تعداد ستاره هایی که درهاله وجود دارند زیاد نیست، ولی عمدتاً از نوع ستاره های پیر هستند و بیشترشان عضو خوشه های کروی می باشند. صفحة کهکشان جایی است که بازوهای مارپیچی در آن قرار دارند. در واقع، عمده ستاره های یک کهکشان در همین صفحه قرار دارد. پهنای صفحه یک کهکشان نوعی، در حدود 100000سال نوری و ضخامتش در حدود 3000 سال نوری است. کهکشان راه شیری که به صورت نوار مه آلود در آسمان شب دیده می شود، در واقع منظرة صفحة کهکشان ما و بازوهای مارپیچی آن است.
در صفحة کهکشان، علاوه بر بازوها ( که عمدتاً از ستاره تشکیل شده اند)، مقادیر زیادی گاز و غبار وجود دارد. بیشتر این گاز هیدروژن است که در حدود 5 تا 40 درصد جرم مرئی کهکشان مارپیچی را تشکیل میدهد. از این گاز و غبار است که ستاره های جدید متولد می شوند. در واقع، بازوهای کهکشان مارپیچی مانند زایشگاهی هستند که ستاره های نوزاد و جوان در آن به مقدار زیاد دیده می شوند( شکل 1-3)
1-2-4- رده بندی مجدد
در سالهای دهه 689/1300 م ، ادوین هابل کهکشانها را از روی شکل ظاهریشان به دو گروه مارپیچی (S) و بیضوی (E) تقسیم کرد. در کهکشانهای مارپیچی، میزان پیچ خوردگی بازوها، زیر رده هایی تعریف می شوند، کهکشانهای Sa هستة بزرگی دارند و بازوها کاملاً به دور هسته پیچ خورده اند. Sb بازوهای گشادتری دارد. علاوه بر اینها ردة دیگری از کهکشانهای مارپیچی وجود دارد که از هستة آنها ساختاری میله مانند سربرکشیده است و بازوها از دو سر این میله بیرون آمده اند. این کهکشانهای مارپیچی میله ای را با نماد SB نشان می دهند و دوباره برای مشخص کردن اندازة برآمدگی میله ها از حروف کوچک c,b, a و … استفاده می کنند. مثلاً Sba یعنی کهکشانی که هستة میله ای بزرگی دارد که طول میله بیش از 3/1 طول قرص کهکشان است. در SBb میله کوچکتر است و …(
1-3. مشخصات کهکشان راه شیری
ما در درون یکی از زیباترین اجرام عالم که کهکشان راه شیری است، زندگی می کنیم ستاره های متنوع آن- قرمز، آبی، بزرگ، کوچک، پیر و جوان- در سرتاسر آسمان پخش شده اند.
تمام این ستاره ها متعلق به یک کهکشان غول پیکرند که بزرگتر، درخشانتر و بسیار پرجرمتر از اکثر کهکشانهایی است که در عالم می بینیم. کهکشان ما آنقدر پرجرم است که ده کهکشان دیگر برگرد آن می گردند، درست مثل قمرهایی که به دور سیاره ای در حال گردشند. تقریباً همه آنچه با چشم غیر مسلح در آسمان می بینیم از آن کهکشان راه شیری است.
چون ما در درون کهکشان راه شیری زندگی می کنیم، نمی دانیم که کهکشانمان چه شکل و شمایلی دارد. ما ظاهر کهکشانهای دیگر، مثلاً 51M، را بسیار بهتر از کهکشان خودمان می شناسیم. همین طور، ساکنان کهکشان 51M، نیز ظاهر کهکشان ما را بهتر از ما می شناسند و خودشان نمی دانند که در چه کهکشان زیبایی زندگی می کنند. در نتیجه حتی پایه ای ترین حقایق دربارة کهکشان خودمان توأم با نایقینی است. مثلاً، اندازه کهکشانمان را در نظر می گیریم. نورانی ترین بخش راه شیری شبیه قرص مدوری است که قطرش به حدود 65000 سال نوری می رسد. اما، همین رقم ممکن است تا 10000سال نوری کم و زیاد باشد. فاصلة خورشید از مرکز کهکشان هم همینطور است. بهترین برآوردها،خورشید را بین 26000 و 28000 سال نوری از مرکز کهکشان قرار می دهد، ولی نایقینی آنقدر زیاد است که عدد واقعی ممکن است بین 21000 تا 32000سال نوری باشد.
قرص کهکشان را کره پهناور پخی از ستاره های پیر احاطه کرده است و آن را هاله کهکشان می نامیم. کسی نمی داند که هاله به چه بزرگی است. قطعاً هاله تا فواصل زیادی از قرص کهکشان گسترده شده و حداقل تا 100000 سال نوری از مرکز کهکشان امداد دارد. حتی ممکن است تا دور دستها، مثلاً تا 300000 سال نوری از مرکز گسترش یافته باشد. قسمت اعظم جرم کهکشان در هاله آن است، اما نوری از این هاله بر نمی آید.
در کتابهای متعارف تعداد ستاره های کهکشان راه شیری را 100 میلیارد ستاره می نویسند که قطعاً بسیار کم است. به احتمال، دست کم 200 تا 300 میلیارد ستاره فقط در قرص کهکشان وجود دارد. این در حالی است که ستاره های هاله را به حساب نیاورده ایم که در مجموع کهکشان ما بیش از یک تریلیون ستاره دارد.
وجه تسمیه راه شیری یا راه کاهشکان از آن است که ظاهر آن مانند نوار سفید کم نوری دیده می شود که در پهنة آسمان کشیده شده است. راه شیری را در تابستان و زمستان بهتر می توان دید. اما متأسفانه، راه شیری همانقدر که زیباست، مستور هم هست؛ هیچ سازگاری با آلودگی نوری ندارد و تنها در شبهایی دیده می شود که آسمان صاف، تاریک و بدون مهتاب باشد
ستاره های جوان در بازوهای مارپیچی کهکشانها به دنیا می آیند.
برای همین است که بازوهای مارپیچی، به خاطر داشتن تعداد زیادی ستاره پرنور و پرجرم، درخشانتر دیده می شوند. در بازوها ستاره های کم جرم و کم نور هم فراوانند، ولی ما آنها را نمی بینیم. در واقع، در نواحی تاریک بین بازوها تقریباً به همان اندازه ستاره وجود دارد که در خود بازوها، اما چون بازوهای مارپیچی صاحب تمام ستاره های جوان و پرنورند، آنچه که در یک کهکشان مارپیچی بارزتر دیده می شود همان بازوهاست. در واقع، این ساختار مارپیچی کهکشان است که منظره آسمان شب را تعیین می کند.
1-4. موقعیت خورشید در کهکشان راه شیری
خورشید مانند همة ستاره های کهکشان حرکت می کند. ستارة مرکزی منظومة شمسی به دور مرکز کهکشان در حال گردش است، همانطور که زمین به دور خورشید می گردد.
خورشید در جهت حرکت عقربه های ساعت، در هر 230 میلیون سلا یک بار به دور کهکشان می گردد. این عدد هم زیاد دقیق نیست چون فاصلة خورشید از مرکز کهکشان به دقت معلوم نیست. سرعت گردش آن را هم دقیق نمی دانیم، با وجود این، قطعاً می توان گفت که خورشید 6/4 میلیارد سالة ما تاکنون 20 بار به دور مرکز کهکشان گشته است.
در هر بار گردش خورشید، فاصلة آن از مرکز کهکشان به اندازة 3000 سال نوری تغییر می کند. اگر فرض کنیم که فاصلة خورشید از مرکز کهکشان 27000سال نوری باشد، بیشترین فاصلة آن به 30000 سال نوری می رسد که به این نقطه اوج کهکشانی می گویند.
توزیع جرم در منظومة شمسی متفاوت با توزیع جرم در کهکشان است. این جرم است که شدت گرانش و در نتیجه نحوة حرکت مداری را تعیین می کند. تقریباً تمام جرم منظومة شمسی در خورشید متمرکز شده است. در نتیجه، حرکت مداری را تعیین می کند تقریباً تمام جرم منظومة شمسی در خورشید متمرکز شده است. در نتیجه، حرکت مداری و حرکت رو به بیرون یا رو به درون سیارات با هم برابر است. علاوه بر این، ستاره های کهکشان در صفحه ای مستدیر حرکت نمی کند، بلکه نسبت به صفحة کهکشان بالا و پایین می روند.
خورشید در اواسط صفحة کهکشان قرار دارد، ولی هر سال در حدود 230 میلیون کیلومتر (بة اندازة فاصلة خورشید و مریخ) بالاتر می رود. 15 میلیون سال بعد، خورشید 200 تا 250 میلیون سال نوری بالاتر از صفحة کهکشان خواهد بود. بعد از آن حرکت رو به پایین خورشید شروع خواهد شد. 15 میلیون سال بعدتر، خورشید مجدداً صفحة کهکشان را قطع خواهد کرد و رو به پایین خواهد رفت. 15 میلیون سال بعد از آن فاصلة خورشید از صفحة کهکشان بین 200 تا 250 میلیون سال نوری خواهد بود و .. بنابراین، دورة این حرکت بالا- پایین در حدود 60 میلیون سال نوری است.
--
مقاله شهر ماسوله زیستگاه تاریخی
موضوع : مقاله شهر ماسوله زیستگاه تاریخی
این فایل با فرمت word و آماده پرینت میباشد
فهرست مطالب
مقدمه ۴
مسافرت به ماسوله ۶
۱- معیارهای طبیعی ۷
۱-۱ مختصات جغرافیایی ۷
۲- خصوصیات اقلیمی ۸
خصوصیات آب و هوا در ماه های مختلف سال: ۹
۳-۱ چشمه ها و رودخانه ها ۱۶
۴-۱ طبیعت و پوشش گیاهی ۱۷
۵-۱ جانوران ۱۷
۶-۱ زمین شناسی و وضعیت خاک ۱۷
عوامل مخل تخریب بافت تاریخی ماسوله ۱۸
۱- عوامل طبیعی ۱۸
۲- عوامل انسانی ۱۹
۲- پیشینه تاریخی ۱۹
۳- جمعیت و اقتصاد ۲۱
۴- ارزش های کالبدی ۲۲
۱-۴ ویژگی های شهری ۲۲
۲-۴ ویژگی های معماری ۲۴
۳-۴ ویژگی های هنرهای مرتبط ۳۶
مقدمه
هرجا که تنوع طبیعی و انسانی، تحت سیطره زمان و تاریخ- در هم می آمیزد. نوعی از الگوهای زیستی شکل می گیرد، که به نوبه خود می تواند استثنایی و منحصر به فرد باشد.
ماسوله، نمونه بارزی از این نوع زیستگاه تاریخی بشر است، که به عنوان یک اثر ملی در سال 1354 شمسی به شماره 1090 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این شهر تاریخی، در طول عمر هزار ساله خود، در هماهنگی خارق العاده میان انسان و طبیعت، نمونه بارزی به شمار می آید.
این شهر تاریخی در وسعتی معادل 6/1 هکتار و در چهار محله ی خانه بر، کشه سر، اسد محله و مسجد بر شکل گرفته است. دارای بازاری در چهار طبقه می باشد که هر چهار محله به طور مستقل به بافت بازار شهر ارتباط بی واسطه دارند. در حال حاضر در ماسوله بیش از 350 واحد مسکونی وجود دارد که در گذشته (حدود صد سال پیش)، این تعداد به 600 واحد بالغ می گردیده است. وجود بیش از 120 واحد تجاری در محدوده بازار آن، بیش از 6 کاروان سرا، دو حمام قدیمی، بیش از 33 چشمه عمومی، ده مسجد و پنج امامزاده حاکی از رونق و شکوفایی این شهر در دوره های متأخر می باشد. جمعیت ماسوله طی 60 سال گذشته از حدود 3500 نفر به 900 نفر کاهش یافته است، این امر نشانه سیر نزولی تاریخ این شهر کهن است.
انسان هایی که در یک زندگی کاملاً سازگار با طبیعت، این زیستگاه و این کالبد شهری و معماری خارق العاده را خلق کردند، اگر می دانستند آیندگانشان این گونه با دست آوردهایشان رفتار می کنند، بی شک، به سادگی آنها را به آیندگان نمی سپردند.
در دهه های اخیر و به دلایل گوناگون هویت تاریخی فرهنگی و زیست محیطی این مجموعه نادر مخدوش شده است و وضعیت فعلی این بافت باارزش در شأن شهرت قبله نمی باشد.
با این همه شهرت و محبوبیت ماسوله در میان پنج شهر- روستای شگفت انگیز (ابیانه، کندوان، میمند و سرسید آقا) زبان زد خاص و عام است. شاید سالیانه چند هزار نفر مسافر از این شهر تاریخی و مناظر تاریخی و طبیعی آن دیدن می کنند. این تعداد مسافر بیشتر در سه ماهه تابستان از این شهر بازدید می کنند، چرا که هوای آن در این فصل معتدل و مرطوب است. گرچه که زیبایی های آن در سه فصل دیگر سال چه بسا بیش از تابستان است.
تمامی مسافرانی که علاقمند به استفاده از مناظر طبیعی هستند در سه فصل بهار، پاییز و زمستان می توانند شاهد مناظری بدیع از طبیعت باشند. آنان که جویای فضایی آرام، ساکت و خلوت هستند نیز در این سه فصل ماسوله را بسیار مناسب خواهند یافت.
مسافرت به ماسوله
شهر تاریخی ماسوله همه ساله پذیرای مسافرانی از شهرهای دور و نزدیک و از خارج از کشور است که به این شهر می آیند. بیشترین مسافران طی سه ماهه تابستان به این شهر سفر می کنند.آن دسته از مسافران ایرانی که از شهرهای دور می آیند معمولاً جهت بازدید از بافت معماری و تاریخی شهر اقدام به سفر می کنند. اما بسیاری از مسافران شهرهای نزدیک برای استفاده از آب و هوا و طبیعت مطبوع ماسوله به این شهر می آیند. تمام مسافران غیرایرانی فقط برای بازدید از معماری و شهرسازی تاریخی ماسوله اقدام به سفر می کنند. در این میان دسته های کوچک و بزرگ طبیعت دوستان را نیز باید نام برد که معمولاً از شهرهای نزدیک و در گروه های 5 تا 200 نفره و به عنوان کوهنوردی و کوه پیمایی به این شهر می آیند.
در هر صورت جاذبه های تاریخی، معماری و طبیعی ماسوله به گونه ای است که هر نوع مسافر با هر نوع سلیقه ای را به سمت خود جذب می کند. حتی زمستان پربرف این شهر نیز جاذب دسته ای از میهمانان است.
وجود امکانات رفاهی قابل ملاحظه، راه ارتباطی مناسب و محل های اقامتی محلی و سنتی از امتیازاتی هستند که توان پذیرایی مردم این شهر را از مسافران افزایش می دهند.
دیدن ماسوله و معماری آن به عنوان یک شهر تاریخی و استفاده از مناظر طبیعی و ساختمانی زیبای آن طی حداقل یک شبانه روز اقامت در خانه های سنتی مردم میهمان نواز آن یادگاری بی نظیر برای هر مسافری خواهد بود.
1- معیارهای طبیعی
1-1 مختصات جغرافیایی
شهر تاریخی ماسوله در غربی ترین قسمت استان گیلان و در منتهی الیه منطقه مرطوب خزری و در فاصله 60 کیلومتری غرب شهرستان رشت (مرکز استان)، 35 کیلومتری غرب شهرستان فومن و در منتهی الیه غرب رشته کوه های البرز (کوه های تالش) با ارتفاع 3050 متر و در عرض جغرافیایی 370913 شمالی و طول جغرافیایی 485914 شرقی قرار گرفته است. وسعت آن حدوداً 16 هکتار بوده، در ارتفاع 1050 متر از سطح دریای آزاد قرار گرفته و بین بالاترین و پایین ترین نقطه ی آن بیش از 120 متر اختلاف ارتفاع وجود دارد. همچنین از ظرق به شهرستان فومن، از غرب به شهرستان خلخال، از شمال به شهرستان ماسال و از جنوب به تارم علیا منتهی می شود. منطقه ای که ماسوله در آن قرار دارد، منطقه ای کوهستانی است. دنباله سلسله جبال قافلان کوه از جنوب آن می گذرد و در نقطه مقابل این رشته کوه، کوه های طالش قرار دارد. از دره به وجود آمده (قزل دره) ماسوله رودخان گذشته و به مرداب انزلی می ریزد، محلی که ماسوله فعلی قرار گرفته، قبلاً به بقر بیشه معروف بوده است.
2- خصوصیات اقلیمی
آب و هوای خاص منطقه ی تالش، متأثر از کوه های البرز و دریای خزر است. کوه های تالش با امتداد شمالی- جنوبی و کوهستان البرز با امتداد شرقی- غربی مانند سدی از عبور بخار آب حاصل از دریای خزر و بادهای مرطوب شمال غربی به داخل ایران جلوگیری می کند و به سبب ارتفاع زیادی که دارند موجب بارندگی بسیار در این ناحیه می گردند. ماسوله دارای آب و هوای معتدل و مرطوب در تابستان و سرد و مرطوب در زمستان می باشد. با این حال آفتاب تابستانی آن سوزان است. دمای متوسط سالانه 12 درجه سانتی گراد، میزان بارندگی سالانه 700 میلی متر و میزان بارش برف در سال 800 میلی متر است. دارای بیش از 35 روز یخبندان بوده و بیش از 100 روز را با مه غلیظ سپری می کند.
خصوصیات آب و هوا در ماه های مختلف سال:
1- فروردین:
به طور کلی وضعیت آب و هوا در این ماه به صورت معتدل سرد و بسیار مرطوب همراه با بارش باران و کمی هم برف و آسمانی ابری و مه آلود است.
متوسط ماهانه دما در این ماه 4/9+ درجه سانتی گراد است، اما ممکن است تا 6/14+ درجه افزایش یابد و یا تا 9/6+ درجه کاهش یابد. این بدین معناست که دمای ماسوله در این ماه به طور معمول در وضعیت a نسبتاً سرد و یا سرد قرار می گیرد. در عین حال شرایط یخبندان در اوایل این ماه نیز خیلی دور از انتظار نیست.
از نظر رطوبت نسبی فروردین ماه را می توان از مرطوب ترین ماه های سال دانست. به طوری که متوسط رطوبت نسی در این ماه به 79% می رسد. البته ممکن است در شرایط حداکثر به 81% و در شرایط حداقل به 77% نیز برسد. بدین ترتیب ماسوله در این ماه هوایی بسیار مرطوب دارد.
فروردین ماه یکی از پرباران ترین ماه های سال است و ممکن است طی این ماه بین 80 میلیمتر باران ببارد. ممکن است تا 20 روز از این ماه بارش وجود داشته باشد. حداکثر بار روزانه در این ماه بین 35 تا 55 میلیمتر می تواند باشد. در عین حال که بارش به صورت برف نیز در این ماه (البته بسیار کمتر از زمستان) وجود دارد.
طول خورشیدی روز در این ماه بین 12 تا 13 ساعت است و نیمه اول ماه عموماً همراه با باد می باشد.
2- اردیبهشت:
وضعیت آب و هوای ماسوله در این ماه به صورت معتدل و مطبوع و هوای بسیار مرطوب همراه با بارش باران و آسمانی نسبتاً ابری است. متوسط ماهانه دما در این ماه 1/13+ درجه سانتی گراد است. اما ممکن است تا 3/16+ درجه افزایش یافته و یا تا 4/9+ درجه کاهش یابد. این بدان معناست که دمای ماسوله در این ماه به طور معمول در وضعیت معتدل و یا نسبتاً سرد قرار دارد. شرایط یخبندان در این ماه وجود ندارد. از نظر رطوبت نسبی از اردیبهشت ماه به طور متوسط با رطوبت نسبی 85% مواجه است. البته ممکن است در شرایط حداکثر به 87% و حداقل 84% برسد. این بدان معناست که ماسوله در این ماه روزهایی بسیار مرطوب و گاهی نیمه مرطوب دارد.
در عین حال بارش باران در این ماه به طور متوسط حدود 65 میلیمتر است و ماهی پرباران سپری می شود. احتمال بارش به صورت برف امکان پذیر بوده اما به ندرت اتفاق می افتد.
طول خورشیدی روز در این ماه بین 13 تا 5/13 ساعت بوده و وزش باد نسبت به زمستان بسیار کاهش یافته است.
3- خرداد:
وضعیت آب و هوای ماسوله در این ماه به صورت معتدل، گرم و مرطوب، همراه با کمی باران مطبوع و روزهای آفتابی و دلپذیر است.
متوسط ماهانه دما در این ماه 9/16+ درجه سانتی گراد است. اما ممکن است تا 0/22+ درجه افزاییش یافته و یا تا 4/13+ درجه کاهش یابد. این بدان معناست که دمای ماسوله در این ماه به طور معمول در وضعیت معتدل گرم قرار دارد.
متوسط رطوبت نسبی در این ماه 87% می باشد. البته ممکن است در شرایط حداکثر به 90% و در شرایط حداقل به 76% برسد. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای بسیار مرطوب و هم نسبتاً مرطوب سپری می شود.
در عین حال متوسط بارش باران در این ماه به طور متوسط 35 میلیمتر می باشد. در این ماه روزهای متوالی همراه با بارش کمتر اتفاق می افتد و روزهای آفتابی در طول ماه بیش از 15 روز است.
طول خورشیدی روز در این ماه بین 5/13 تا5/14 ساعت بوده و وزش باد در این ماه تقریباً متوقف می شود.
تیر ماه :
متوسط ماهانه دما در این ماه 5/18+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در ماه 0/22+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 9/4+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز تیر ماه می تواند تا 0/28+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 5/10+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم معتدل سرد بود.
مرداد ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 9/17+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در ماه مرداد 0/21+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 0/14+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز مرداد ماه می تواند تا 0/27+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 5/12+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم معتدل سرد بود.
شهریور ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 7/17+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در شهریور ماه 8/12+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 2/14+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز شهریور ماه می تواند تا 0/30+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 5/10+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم معتدل سرد بود.
مهر ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 1/14+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در مهر ماه 4/17+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای معتدل سپری می شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز مهر ماه می تواند تا 0/24+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 0/8+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی نسبتاً گرم و هم نسبتاً سرد بود.
آبان ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 4/10+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در آبان ماه 9/13+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل دما 8/6+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل گرم و هم روزهایی با هوای نسبتاً سپری می شود.
از سوی دیگر حداکثر مطلق دما در یک روز آبان ماه می تواند تا 0/29+ درجه سانتی گراد افزایش یافته و حداقل مطلق آن تا 0/3+ درجه سانتی گراد کاهش یابد، در نتیجه در این دما هم می توان شاهد ساعاتی معتدل گرم و هم سرد بود.
آذر ماه
متوسط ماهانه دما در این ماه 4/6+ درجه سانتی گراد می باشد. حال آنکه متوسط ماهانه حداکثر دما در ماه آذر 1/10+ درجه سانتی گراد و متوسط ماهانه حداقل آن 8/2+ درجه سانتی گراد است. این بدان معناست که در این ماه هم روزهایی با هوای معتدل سرد و هم روزهایی با هوای سرد سپری می شود.
--